اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

129
  •  یکی اینکه: امید باید چه باشد و انسان باید چه چیزی را بخواهد؟ این یک مسئله! مطلب دوّمی که در اینجا هست اینکه: آیا دعا و امیدِ برای رسیدن به آن کمالات و به آن منویّات صحیح است و خواستن از خدا صحیح است یا صحیح نیست؟ چون ما در بعضی از موارد داریم که انسان باید تسلیم باشد.

  •  یکی دیگر اینکه: انسان در قبال این امیدی که به رحمت خدا و به فیوضات دارد، باید چه‌کاری را انجام بدهد؟

  •  یکی دیگر از این مطالب، همین است که ما باید امیدوارِ چه باشیم و چه چیزی را بخواهیم؟ چون در اینجا ندارد که کسی که امیدوار است، امیدوار به چه باشد؟ می‌فرماید: «امید داشته باشد به خدا، امید داشته باشد به لطف خدا!» امّا نسبت به چه مسئله‌ای؟! آیا ما [صرفاً] همین امید داشته باشیم؟!

  •  اینها مسائل مختلفی است که باید به هر کدام به‌نحو اجمال اشاره کنیم.

  • مصادیق مختلف مَرجُوّ در قبال انسان

  •  باید ببینیم این‌طرفِ ما که مَرجُوّ ما است، از چه سنخ مقوله‌ای است؟ چون مَرجُوّ فرق می‌کند: یک وقت مَرجُوّ انسان و آن که انسان به او امید دارد مثلاً پدر انسان است؛ خب انسان به پدرش امیدِ چه دارد؟ امید دارد که پدر وسائل زندگی او را فراهم کند، وسائل درس او را فراهم کند، او را مدرسه بفرستد، غذای او را تأمین کند، زندگی او را تأمین کند؛ و همین‌طور نسبت به مسائل معنوی! اینها امیدهایی است که انسان نسبت به پدر دارد.

  •  یک وقت انسان به رئیس اداره امید دارد؛ در آنجا امید چیست؟ این است که به او ترفیع مقام بدهد، مرخّصی بدهد، اضافی حقوق بدهد. قاعده این است دیگر، وإلاّ آدم عاشق چشم و ابروی رئیس اداره که نیست! امید به رئیس اداره داشتن و سر را کج کردن و بفرمایید بفرمایید گفتن‌ها و این بادمجان دور قاب‌چین‌ها و اهل این بازی درآوردن‌ها برای چیست؟ به‌خاطر همین است که وقتی مرخّصی می‌خواهد، برایش زود مرخّصی بنویسد: شما پنج روز بفرمایید مرخّصی! یا ترفیعی به او بدهد، بخشش به او بخورد. ـ نمی‌دانم چه می‌گویند؟ ما که در اداره نرفته‌ایم. ـ یا وقتی که

/ 358