
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
132را نمیکنم!» حالا ما مدام اصرار میکنیم: «خدایا، اینطور کن! خدایا، بیا آنطور کن!» یکدفعه میبینی خدا از کوره در رفت و گفت: «باشد، من میکنم!»
حکایت عبرت آمیز اصرار بر طلب حاجت از خداوند
شخصی از افراد که من او را میشناختم و به رحمت خدا رفته است و مرد بسیار خوبی بود، این بنده خدا فرزند ذکور به دنیا نمیآورد و همۀ اولادش چند تا دختر بود. او خیلی سفت خدا را چسبیده بود که باید یک پسر به من بدهی! چند مرتبه به او گفتند: «به صلاحت نیست!» ولی گفت: «نه، من میخواهم!» و ول نکرد؛ هر امامزادهای که میرفت و هر امامی را که زیارت میکرد شفیع قرار میداد! بالأخره گفتند: «بسیار خب، به تو میدهیم!» و یک بچّۀ ذکور به دنیا آورد و تا الآن هم بچّهاش فلج افتاده است! خودش میگفت: «ای کاش از خدا نمیخواستم!» گفتند: «چند دفعه به تو گفتیم که صلاحت نیست!»
گاهی هم اینطوری میشود؛ آدم قضیّه را سفت بگیرد [ضرر میکند] که بیان این سفت گرفتنِ قضیّه باشد برای مسئلۀ بعد که خواست انسان باید چطور باشد؟
طرفِ ما کیست؟ طرفِ ما خدا است؛ خدایی که از هر کسی به ما مهربانتر است و مصالح ما را بهتر از خود ما برای ما تشخیص میدهد؛ این خدا است. حالا متوجّه شدید صحبت دارد به کدام طرف میرود؟ اینکه انسان واگذار کند. پس حالا که اینطور است بگوید: «خدایا، هرچه خودت خواستی!» داریم کمکم به آن سمتها میرویم، امّا هنوز نرسیدهایم و یک خُرده مقدّمه دارد.
مصادیق صحیح امید و رجاء به پروردگار
پس از نقطۀ نظر عقل و برهان، مَرجُوّ ما مَرجُوّی است که امر شر از او تراوش نمیکند، خلاف از او تراوش نمیکند. حالا که او به یکهمچنین نحوهای است، پس معلوم میشود در اینجا که داریم: «و أعلَمُ أنّکَ لِلرّاجِی... ؛ میدانم بهتحقیق برای کسی که به تو امید دارد...» این امید، امید به رحمت او است؛ امید رسیدن به لقای او است. این در مرتبۀ بالا است؛ امّا در مراتب پایین: امیدِ رسیدن به آثار او، امیدِ رسیدن به لوازم ذات او و امیدِ رسیدن به صفات او است؛ امّا نهاینکه این امید، امیدِ خلاف باشد؛ امیدی که خلاف مصلحت باشد؛ امیدی که خلاف آن مسائلی باشد که برای
