اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

180
  •  اگر مدام بیاییم یک نگاه به امام حسین و یک نگاه به شمر کنیم و بگوییم: «آخ آخ، نگاه کن این شمرِ کذا چه‌کار کرد؟!» از آن‌طرف دیگری، از آن‌طرف عمر سعد، از آن‌طرف فلان و مدام توجّه به این و توجّه به آن باشد، آن‌وقت نصیبمان از این مسئله کم خواهد بود!

  • کیفیّت ظهور و بروز تولّی و تبرّی و نحوۀ تعامل با آن

  •  من نمی‌خواهم بگویم انسان جنبۀ تبرّی نداشته باشد. یکی از فروعات و لوازم و مبانیِ شیعه جنبۀ تبرّی است و انسان با جنبۀ تبرّی می‌تواند راه را پیدا کند! شیعه هر دو جنبه را دارد؛ هم جنبۀ تولّی و پیوستن را دارد و هم جنبۀ تبرّی و جنبۀ دافعه، دور شدن و دور کردنِ آن مخالفینِ اهل‌بیت. هر دو جنبه باید در انسان وجود داشته باشد، امّا آن جنبۀ تبرّی باید جنبۀ باطن باشد و دیگر نفس نباید به آن توجّه کند؛ خب تبرّی هست دیگر! امّا مدام انسان بیاید یکی‌یکی وقت بگذارد و ببیند حالا این چه‌کار کرد، او چه گفت، این چه جواب داد، عمر سعد چه گفت و...، این جواب و سؤال تا قیامت هست! بیا نگاه کن ببین امام حسین چه گفته است و او چه جواب داده است! بیاییم به سؤال و جواب سیّدالشّهدا نگاه کنیم، به سؤالات و جواب‌های حضرت ابا الفضل نگاه کنیم، به حرف‌هایی که آنها زدند و به مطالبی که آنها مطرح کردند نگاه کنیم! اگر انسان بخواهد این جنبه و این مطلب را در خودش تقویت کند، خب نفعش بیشتر می‌شود.

  •  پس این مسئله، مسئلۀ شهادت امام حسین است و شهادت امام حسین و کشته شدنِ امام حسین خودش اشکال ندارد، خودش خیلی خوب است، خودش خیلی عالی است و چه مسائلی بر این مترتّب است؛ امّا آنچه که در اینجا خراب است، نیّاتی است که این قضیّه را به‌وجود آورده است! آن نیّات، نیّاتِ خراب است؛ آن نیّاتی که باعث شده سی هزار نفر بلند شوند و به جنگ پسر رسول خدا بیایند!1 آنها همه فاسد است و آن نیّات، همه شیطانی است؛ وإلاّ اگر این نیّات نبود، امام حسین می‌گفت: «من حاضرم همین قضیّه برای من اتّفاق بیفتد، ولو سنگ از آسمان بر سرِ

    1. رجوع شود به الأمالی، شیخ صدوق، ص ٤٦٢.
/ 340