
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
185رجاء حتّیالمقدور صالح کند، آنگاه آن نیّت و خواست را از خدا طلب کند. اوّل باید به خود فرو برود و در نیّت و نفس خود کنکاش کند و ببیند آیا مواضع نفس در این نیّت وجود دارد یا ندارد؛ البتّه حتّیالمقدور و حالا نمیخواهیم بگوییم [صد در صد]! بعضیها میگویند: «آقا، ما از کجا به این برسیم؟ ما هنوز شک داریم!» حتّیالمقدور و هر کسی به هر اندازهای که میتواند، به همان مقدار تکلیف دارد. وقتی که دید نیّتش در آن مسئله خدا است، آنوقت از خدا بخواهد.
بررسی نیّت انسان در طلب شفای مریض
منبابمثال این نیّتی را که الآن انسان برای شفای مریض انجام میدهد، نباید فقط بر این نکته بایستد و او را به هر نحوی و به هر کیفی و به هر جوری بخواهد! چرا؟ چون ممکن است در اینجا مصلحتِ شفا وجود نداشته باشد و اگر انسان بخواهد بگوید: «نه، من میخواهم که این شفا پیدا کند»، خدا در آنجا به او میگوید: «آیا این نیّتی که تو داری که شفا پیدا کند برای او میخواهی یا برای خودت میخواهی؟» اینجا مچ انسان باز میشود و اینجا انسان باید خودش را آزمایش کند!
اگر مصلحت او در رفتن باشد، آیا باز تو از خدا شفا میخواهی یا نه؟! یا اینکه برای خودت میخواهی؟! چرا برای خودت میخواهی؟ چون تو در این دنیا زنده هستی! بگو ببینم: اگر تو از این دنیا رفته بودی و در آن دنیا بودی و از آن دنیا به این دنیا نگاه میکردی و این مریض را میدیدی، باز هم از خدا میخواستی که این را شفا بدهد؟! یا اینکه نه، میخواستی این را پیش خودت بیاورد؟ پس معلوم است که میخواهی پیش خودت باشد!
اگر بگویند: «آقا جان، این مریضت خوب میشود، ولی تو هم فردا میمیری»، میگوید: «دیگر چه فایده برای ما دارد؟!» پس چه شد؟ اگر بگویند: «ما مریضت را خوب میکنیم، ولی حضرتعالی هم فردا باید تشریف ببرید»، میگوید: «خب حالا خدایا خودت میدانی؛ مصلحت دست خودت است!» چطور تا حالا نگفتی؟! اینجا آدم باید بیاید خودش را محک بزند! اینها امتحان است.
کسی که میرود در آن دنیا تا حدودی به مصالح إشراف پیدا میکند. وقتی
