
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
190را خسته میکنیم: «آقا، اینطور بشود! آقا، دعا اینطور باشد!» نه آقا، انسان راحت بگیرد و مسئله را به خدا واگذار کند؛ مصلحت خدا را در ضمیر و نیّت خودش داشته باشد.
وظیفۀ انسان در مصائب و مشکلات
حالا چه کنیم؟ از یک طرف مأمور به دعا هستیم و خدا به حضرت موسی علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام خطاب میکند:
یا موسی، حتّی نمک طعامت را هم از من بخواه!1
حضرت موسی مریض شده بود، دوا نمیخورد و منتظر بود خدا شفایش بدهد. خدا گفت:
اگر تا روز قیامت هم بنشینی من شفایت نمیدهم! پس من این حکمتم را در این گیاهان برای چه قرار دادهام؟! بلند شو برو از این علفها بخور تا خوب شوی!2
یعنی این عقاقیر و گیاهان دارویی سنّتی.3 خدا به حضرت موسی اینطور خطاب میکند.
آیاتی دربارۀ دعا و خواست از خداوند (ت)
[حال که در باب دعا و طلب] اینهمه آیات داریم،4 چه باید کرد؟! با توجّه به
- عدّة الدّاعی، ص ١٣٤.
- رجوع شود به إحیاء علوم الدّین، ج ١٤، ص ٢٤.
- آن موقع کپسول و پنیسیلین و آمپول آمپیسیلین که نبود.
من یادم است آن موقعها که بچّه بودیم، تب که میکردیم مسئلۀ تبِ ما یک طرف بود و مصیبت دواهایی که ایشان به ما میدادند یک طرف! آخ آخ، چشمتان روز بد نبیند! تا حالا جوشانده خوردهاید؟ پیرمردها که باید خورده باشند. آقا، جوشاندهای به ما میدادند تلخ و بدمزّه! ما حالمان به هم میخورد و آن تبِمان یادمان میرفت. وقتی تب میکردیم، میگفتیم: «باز دوباره به جوشاندههای آقاجان مبتلا شدیم.»
من یادم است و هیچوقت از یادم نمیرود که وقتی در سنّ هفده سالگی به قم آمدم، در همان زمستان اوّل تب کردم. خب آنموقع دیگر مرحوم آقا پیش ما نبودند تا به ما جوشانده بدهند. من گفتم: «الحمدللّه، ما یک تبِ دلچسب کردیم؛ بیجوشانده!» از همین قرصها خوردیم و بعد که رفتیم برایشان تعریف کردیم، اینقدر خندیدند که به پشت افتادند! گفتم: «آقا، حالا که رفتیم قم، دیگر از دست جوشاندههای شما راحت شدیم!» حالا دیگر راحت شده است؛ آمپول شده، کپسول شده و قرص و از این چیزها شده است. - سوره بقره (٢) آیه ١٨٦:
﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعۡوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلۡيَسۡتَجِيبُواْ لِي وَلۡيُؤۡمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمۡ يَرۡشُدُونَ﴾.
ترجمه: «و چون بندگانم از تو دربارۀ من سؤال کنند، پس همانا من [به آنها] نزدیکم؛ اجابت میکنم دعای دعا کننده را در زمانی که مرا بخواند، بنابراین آنها باید مرا [در ایمان و طاعت] اجابت نمایند و باید به من ایمان آورند که امید است در راه رشد و صلاح به مقصد برسند.» (محقّق)
سوره یونس (١٠) آیه ١٢:
﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسٰنَ ٱلضُّرُّ دَعَانَا لِجَنۢبِهِۦٓ أَوۡ قَاعِدًا أَوۡ قَآئِمٗا فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُ ضُرَّهُۥ مَرَّ كَأَن لَّمۡ يَدۡعُنَآ إِلَىٰ ضُرّٖ مَّسَّهُۥ كَذٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡمُسۡرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾.
اللَه شناسی، ج ٢، ص ٢٠٢:
«و هنگامی که به انسان گزندی برسد، ما را ـ درحالیکه به پهلو خوابیده است و یا در حال نشسته و یا در حال ایستاده ـ میخواند؛ امّا به مجرّد آنکه ما از وی گزندش را میزداییم، چنان میرود که گویا اصلاً ما را در بر طرف ساختن گزندی که به وی رسیده است نخوانده بوده است! (ای پیامبر)، اینگونه برای متجاوزان و اسرافکنندگان اعمالی را که انجام میدهند زینت داده میشود!»
سوره فرقان (٢٥) آیه ٧٧:
﴿قُلۡ مَا يَعۡبَؤُاْ بِكُمۡ رَبِّي لَوۡلَا دُعَآؤُكُمۡ فَقَدۡ كَذَّبۡتُمۡ فَسَوۡفَ يَكُونُ لِزَامَۢا﴾.
انوار الملکوت، ج ٢، ص ٣٠٩:
«[ای پیامبر]، بگو: ”خدای شما چه اعتنایی به شما دارد و چه باکی از شما دارد اگر دعای شما در بین نبود؟! ولی شما بدین مطلب تکذیب نمودید و به زودی نتیجۀ تکذیب خود را ملازم با خود خواهید دید!»
سوره نمل (٢٧) آیه ٦٢:
﴿أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ وَيَجۡعَلُكُمۡ خُلَفَآءَ ٱلۡأَرۡضِ أَءِلٰهٞ مَّعَ ٱللَهِ قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ﴾.
ترجمه: «آیا آن خداوند که بیچارگان و درماندگان را درحالیکه او را بخوانند اجابت میفرماید، و گزند و بلا را از آنها برمیدارد، و شما را خلیفه در روی زمین میگرداند [سزاوار پرستش است یا آن چیزی که شما شریک او قرار میدهید]؟! آیا معبودی دیگر همراه خداوند است؟! چه اندک پند میپذیرید!» (محقّق)
سوره غافر (٤٠) آیه ٦٠:
﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾.
ترجمه: «و پروردگار شما فرمود: ”مرا بخوانید تا استجابت نمایم.“ آن کسانی که از عبادت من استکبار میورزند، به زودی با ذلّت و خواری در جهنّم داخل خواهند شد!» (محقّق)
سوره فصّلت (٤١) آیه ٣٣:
﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ قَوۡلٗا مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَهِ وَعَمِلَ صٰلِحٗا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾.
ترجمه: «و چه کسی نیکوگفتارتر است از کسی که بهسوی خداوند دعوت نموده و عمل صالح انجام داده و بگوید: ”بهتحقیق من [در برابر خداوند] از تسلیمشدگان هستم.“» (محقّق)
سوره فصّلت (٤١) آیه ٤٩:
﴿لَّا يَسَۡٔمُ ٱلۡإِنسٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَئَُوسٞ قَنُوطٞ﴾.
ترجمه: «انسان [همواره خواستار خوشی است] و از طلب خوشی ملول و خسته نمیشود، ولی اگر به او شرّی برسد بس نا امید و مأیوس میگردد!» (محقّق)
