
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
204جمهوریهایی که در ایران بود و همۀ اینها را آمدند گرفتند، این را چه کسی گرفته است؟ اینها را شوروی از ما گرفته است! شما میخواهی با یک کشور و دولتی که بدتر از امریکا کمر به هدم اسلام بسته است و کمونیست است و کمونیست هم که از یهود و نصاریٰ بدتر است، به جنگ امریکا بروید؟! یعنی اسلام میخواهد با إتّکاء به إلحاد و با إتّکاء به کمونیست به جنگ با امریکا برود؟! این عینِ از چاله درآمدن و در چاه افتادن است! و شما چه امیدی دارید؟!
خب حق هم با او بود دیگر!
اگر در زمان امام صادق علیه السّلام اختراعات امروزی بود چه میشد؟
حالا اگر امام صادق علیه السّلام در زمان حیات خودشان این اختراعات و اکتشافات را در اختیار مردم قرار میدادند، چه کسی میآمد از اینها استفاده کند؟ همین بنیعبّاس میآمدند استفاده کنند دیگر! این بنیعبّاس با شمشیر و خنجر و تبر چه بر سر مردم آوردند؛ حالا اگر امام صادق موشکهای نُه متری هم دست اینها میداد، قضیّه چه میشد؟! فرض کنید که اگر امام صادق بمبهای اتمی و هیدروژنی هم بهدست هارونالرّشید و مأمون و منصور و امثال اینها میداد، قضیّه چه بود؟! دیگر پشهای را هم در هوا باقی نمیگذاشتند!
پیشرفت دوازده برابریِ علم در زمان ظهور
اینکه ما در روایت داریم:
در زمان امام زمان علیه السّلام علم ترقّی میکند و به دوازده برابر یا بیشتر از وضعیّت قبل از ظهور میرسد!1
- الخرائج و الجرائح، ج ٢، ص ٨٤١:
«عَن أبانٍ عَن أبیعَبدِاللَهِ علیه السّلام قالَ: ”العِلمُ سَبعَةٌ و عِشرونَ جُزءًا، فَجَمیعُ ما جاءَت بِهِ الرُّسُلُ جُزءانِ، فَلَم یَعرِفِ النّاسُ حَتَّی الیَومِ غیرَ الجُزءَینِ، فَإذا قامَ القائِمُ أخرَجَ الخَمسَةَ و العِشرینَ جُزءًا فَبَثَّها فی النّاسِ و ضَمَّ إلَیها الجُزءَینِ حَتّی یَبُثَّها سَبعَةً و عِشرینَ جُزءًا.“»
ترجمه: «تمام علم بیست و هفت قسمت است؛ هر آنچه رسولان الهی تاکنون آوردهاند دو قسمت از آن است، و مردم تا به امروز غیر از این دو قسمت را نمیشناسند! چون قائم آلمحمّد ظاهر شود، آن بیست و پنج جزءِ باقیمانده را خارج نموده و در میان مردم منتشر مینماید و به آن دو جزء سابق ضمیمه نموده تا آنها را کامل با تمام اجزاءِ بیست و هفتگانه منتشر نماید.» (محقّق)
- الخرائج و الجرائح، ج ٢، ص ٨٤١:
