
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
207میشود، و شخص راجی در این رجائش بهدنبال چه چیزی میگردد؟
بیمعنا بودنِ یأس و نا امیدی با وجود رحمت و غفران پروردگار
خدای متعال در اینجا از یک طرف میگوید: «هر کسی بهدنبال ما بگردد، ما اجرش را ضایع نمیکنیم؛ هر کسی بهدنبال ما بیاید و امید ما را داشته باشد، ما هم خودمان را در اختیار او قرار میدهیم!» امّا نکتهای که در اینجا باید مورد توجّه قرار بگیرد این است که ما با توجّه به ضعف و نقصانی که داریم چه کنیم؟ بالأخره ما ناقصیم، ما در مُدرکات خودمان ضعف داریم، ما آن نیّت خالصی را که باید در حضور پروردگار تقدیم کنیم، نداریم! چه حالتی باید بر ما عارض بشود؟ آیا حالت یأس باید بر ما عارض بشود: «حالا که ما یکهمچنین همّتی نداریم، حالا که ما یکهمچنین قدرتی نداریم، حالا که ما یکهمچنین امید و رجائی که پاکان درگاه خدا آن امید و آن همّتها و آن رجاءها را داشتند نداریم، پس بیاییم دیگر ول کنیم؛ پس بیاییم در منزل بنشینیم و مدام آیۀ یأس برای خودمان بخوانیم و مدام بگوییم: ای آقا، اینهمه افراد آمدند؛ چه کسی این راه را رفته؟! چه کسی رسیده؟! چه کسی به این مسائل دسترسی پیدا کرده است؟!» یا اینکه نه، اگر خدا از اینطرف گفته است: «باید رجائت را نسبت به من تصحیح کنی»، از آنطرف هم گفته است: «من غفور و رحیم هستم، من خطای بندگان را میپوشانم، من نقص آنها را جبران میکنم.» اگر از اینطرف حالت یأس بر ما عارض میشود، چرا از آنطرف نعمتها و وعدههای خدا را نادیده بگیریم؟! مگر خدا وعده نداده است؟! مگر نگفته است: «﴿يٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَهِ﴾؛1 ای بندگان من که [بر جانهای خود اسراف ورزیدهاید]، از رحمت خدا مأیوس نشوید.» چطور شد که وقتی شیطان آیۀ یأس را بر ما میخوانَد، ما کلام او را میگیریم؛ ولی کلام خدا را که میفرماید: «وَسِعَت رَحمَتُه کُلَّ شَیءٍ»2 نمیگیریم؟! چرا ما در ارتباط با راه خودمان همیشه باید این جنبۀ ضعف را مورد توجّه قرار بدهیم،
- سوره زمر (٣٩) آیه ٥٣.
- البلد الأمین، ص ٤١٠، فرازی از دعای جوشن کبیر.
