
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
210نصیحت کند! در اینجا مسئلهای پشت قضیّه هست.1
مثل انگلیس میماند؛ وقتی میخواهد کاری را انجام بدهد باید ببینید پشت مسئله چیست و دارد چهکار میکند؟ وقتی میبینید دلش برای ما سوخته است و دارد به اینجا میآید، خلاصه ببینید چه قضیّه و برنامهای برای ما بیچارهها دارد تدارک میبیند! ما هم سادهایم و گول میخوریم، البتّه بنده خودم را میگویم؛ آقایان که متوجّه اوضاع هستند.
از این شیطان هم هیچوقت خیر تراوش نمیکند. اگر یک وقت دیدید دارد نصیحت میکند، بگویید: «حالا چه شده است؟! چهکار میخواهی بکنی که هوس کردهای بیایی ما را نصیحت کنی؟!» مرحوم آقای انصاری میفرمود و راست هم میفرمودند که: «او دارد یأس را به حضرت تلقین میکند که مبادا به رحمت خدا دلگرم باشی!» هرچه باشی از من که بالاتر نیستی! چهار هزار مَلک زیرِ دست من
- مطلع انوار، ج ٢، ص ٣١٥:
«حضرت آقا [آیةاللَه حاج شیخ محمّدجواد انصاری] ـ روحی فداه ـ فرمودند که:
شبی که حضرت رسول صلّی اللَه علیه و آله و سلّم معراج فرمودند، صبح آن شب شیطان نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: یا رسولاللَه، دیشب دیدی منبری بلند که در آسمان واژگون شده بود؟ فرمودند: بلی! عرض کرد: این منبر متعلّق به من بود، من در بالای آن منبر نشسته و ملائکه را موعظه مینمودم و هر وقت تسبیح از دست من میافتاد فوراً ده هزار مَلک هجوم آورده و او را به من میدادند! یا رسولاللَه، میدانی چرا منبرم واژگون شد و مرا از بهشت بیرون کردند؟ برای آنکه من به خود مغرور شدم! یا رسولاللَه، مبادا تو به خودت مغرور گردی!
در اینجا حضرت آقا ـ روحی فداه ـ فرمودند که:
شیطان مجسّمۀ شرّ است و ابداً محال است از او خیری تراوش کند! این کلامی را که به پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم گفته ظاهرش نصیحت است، ولی برای اغوای پیغمبر آمده که در وجود آن حضرت ایجاد یأس کند. و ضمناً بفهماند که هر قدر درجهات رفیع و منزلتت عالی گردد، درعینحال این خدا خدایی است که یکمرتبه ممکن است تو را از درگاه خود دور کند.»
- مطلع انوار، ج ٢، ص ٣١٥:
