اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

211
  • تسبیح می‌گفتند و اینها با هم دَم می‌گرفتند؛ با یک اشتباهی که من کردم، قضیّۀ لعنت و دور باش و إبتعاد إلیٰ یَومِ الدّین نصیب حال من شد!

  • یأس و نا امیدی یعنی سوء ظنّ به خداوند

  •  حالا صحبت ما این است که آیا در این دو کفّۀ ترازو که یکی یأس است و یکی امید، ما باید کدام کفّه را ترجیح بدهیم؟ یک طرفِ کفّه خدا است، انبیای الهی هستند، پیغمبر و ائمّۀ ما هستند که اینها نوید به رحمت خدا و بشارت به جنّت می‌دهند؛ یک طرفِ کفّه هم شیطان است که یأس می‌آورد، سستی می‌آورد، تنبلی می‌آورد، خاموشی می‌آورد، اطفاء می‌آورد: «نه، دلت به این نماز [خوش نباشد]! می‌خواهی چه‌کار کنی؟ این نماز را دیدی، این شخص آن‌قدر نماز خواند آخر چه شد؟ به این بلعم باعورا نگاه کن، چقدر او نماز خواند و آدم خوبی بود، آخرش یک مخالفت کرد و به چه روزی درآمد!1 آقا، بیا برو پیِ کارَت؛ این‌همه ذکر، این‌همه وِرد، این‌همه اخلاص، این‌همه مراقبه، این‌همه...، همۀ اینها آخرش چه می‌شود؟ آخرش همه هدر می‌شود. یک خطا کنی، آن‌چنان تو را کنار می‌اندازند که انگار اصلاً هیچ کاری انجام نداده‌ای!» اینها را چه کسی می‌گوید؟ آیا خدا می‌گوید؟! خدا که نمی‌گوید؛ شیطان می‌گوید.

  •  امّا در آن‌طرف، خدا می‌گوید: «خطا کردی؟ پس من توبه را برای چه کسی قرار داده‌ام؟ اشتباه کردی؟ پس من رجوع را برای چه کسی قرار داده‌ام؟ گناهی از تو سر زد؟ پس من بازگشت را برای چه کسی قرار داده‌ام؟ توجّه و تنبّه را برای چه کسی قرار داده‌ام؟» این آن‌طرفِ قضیّه است، و نسبت به این قضیّه روایات و آیات و ادلّه و شواهد إلیٰ ماشاءاللَه وجود دارد که اصلاً جای صحبتش نیست.2

  •  این چه مرضی در ما است که بنده هم مرتّب همین‌طور دارم می‌شنوم و هر کسی می‌خواهد بیاید دردِ دلی با ما بکند، مدام این جنبۀ یأس را می‌آورد و مدام این را در ذهنش و در قلبش رشد می‌دهد؟! چرا ما نباید آن جنبۀ رحمانیّت و نورانیّت

    1. رجوع شود به سوره أعراف (٧) آیه ١٧٥ و ١٧٦؛ تفسیر القمی، ج ١، ص ٢٤٨.
    2. رجوع شود به بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٣٢٣ ـ ٤٠١.
/ 320