
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
217همیشه و هر روز میخواندند. حضرت در ضمن فقرات این دعا میفرمایند:
و أسئَلُکَ أن تُکرِمَنِی بِهَوانِ مَن شِئتَ مِن خَلقِکَ؛ «خدایا، من از تو سؤال میکنم که مرا اکرام کنی و بزرگ بداری و از کرامت خود نصیب من نمایی، در صورتیکه بخواهی افرادی را به پَستی و به ذلّت بنشانی، مرا لباس کرامت بپوشان!»
و لا تُهِنِّی بِکَرامَةِ أحَدٍ مِن أولیائِکَ؛1 «و مرا به وهن و پَستی مینداز در صورتیکه میخواهی یکی از بزرگان و یکی از اولیای خودت را به کرامت مُخلّع کنی و خلعت کرامت بر آنها بپوشانی!»
حضرت صادق علیه السّلام در اینجا چه نحوه دارند با خدا صحبت میکنند و چه میخواهند بفرمایند؟
یادم میآید در همان زمان سابق و سال آخر حکومت شاه، در یک ماه رمضان در منزل یکی از بستگان افطاری بودیم. مرحوم آقا بودند و چند نفر از آقایان معروف هم در آنجا حضور داشتند. یکی از آقایانی که تازه از زندان بیرون آمده بود و الآن هم در طهران است و ظاهراً متصدّی بعضی از امور است، در آنجا حضور داشت. ایشان رو کرد به آقا و گفت:
آقا، این عبارتی را که امام صادق علیه السّلام در این دعای ماه رمضان میفرمایند چه معنا دارد؟!
خب در ظاهر این عبارت قدری جای تعجّب است: «و أسئَلُکَ أن تُکرِمَنِی بِهَوانِ مَن شِئتَ مِن خَلقِکَ؛ من از تو سؤال میکنم که مرا اکرام کنی بهواسطۀ آن پَستیای که نصیب دیگران میکنی!» یعنی دیگران را پست کن و مرا اکرام کن و بالای آنها قرار بده! این یعنی چه؟! «و لا تُهِنِّی بِکَرامَةِ أحَدٍ مِن أولیائکَ؛ و مرا مورد اهانت خود قرار نده بهواسطۀ کرامت بعضی از اولیای خودت که آن کرامت را نصیب آنها میکنی!» خب
- الکافی، ج ٤، ص ٧٥.
