اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

218
  • در آن دوّمی خیلی مسئله مطرح نیست، ولی در این اوّلی که «تُکرِمَنِی بِهَوانِ...؛ من را ببر بالا، امّا یک عدّه را بیاور پایین»، [مسئله مطرح است] و نمی‌شود که امام صادق بیاید بگوید: «خدایا، مرا مورد کرامت خودت قرار بده به‌واسطۀ آن پَستی‌ای که نصیب دیگران می‌کنی!» یعنی دیگران را که پَست می‌کنی، مرا ببر بالای آنها قرار بده.

  •  شخصی از همین ائمّۀ جماعات و بسیار موجّه در آنجا بود و یک‌دفعه قبل از اینکه آقا بخواهند حرف بزنند، پرید وسط و شروع کرد به افاضه فرمودن و عجب افاضه‌ای هم فرمود! گفت:

  • منظور این است که ائمّه می‌فرمایند: «لباس کرامت را به ما بپوشان!»

  •  عجب! یعنی منظور این است که بالأخره وقتی تو لباس کرامت را به ما پوشاندی، دیگر بقیّه می‌آیند پایین؛ یعنی ما می‌شویم رئیس، ما می‌شویم امام، ما می‌شویم بزرگ! خب ما ده تا رئیس که نداریم. فرض کنید از افرادی که الآن در اینجا هستند می‌خواهیم قرعه بگیریم که رئیس تعیین کنیم و هر کسی به نام خودش بنویسد، یک‌دفعه همۀ اینها می‌شوند رئیس؛ خب در اینجا دیگر مرئوس کیست؟ افرادی که در اینجا هستند می‌گویند که یک نفر بشود رئیس و بقیّه بشوند مرئوس؛ در نتیجه آن می‌رود بالا و بقیّه از نقطۀ نظر امر و نهی می‌شوند زیردست. امام صادق علیه السّلام هم که به خدا می‌گوید: «خدایا ما را بالا ببر، بقیّه را بیاور پایین»، منظور این است.

  •  حالا آن شخص هم شروع کرد لفظِ قلم صحبت کردن: «منظور این است که این لباس کرامت را به ما بپوشان!» آن دیگری گفت: «خب قضیّه و مسئله فرقی نکرد؛ یعنی ما را بالا ببر و بقیّه را بیاور پایین!» گفت: «نه‌خیر، منظور این نیست؛ منظور این است که ما را امام قرار بده و دیگران حالا آمدند پایین به جهنّم! بالأخره دیگر می‌آیند پایین و زیردست می‌شوند.»

  •  بعد آن شخص دیگر رو کرد به آقا و گفت: «آقا، همین است؟!» تا این کار را کرد، به او خیلی بر خورد و دیگر شد مثل برج زهرمار و بعد رو کرد به این شخص و گفت: «البتّه تصوّر نشود [که ما بیخود حرف می‌زنیم؛ بلکه] در این معانی تحقیق

/ 536