
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
53تضمین میکنم؛ کاری که [امام سجّاد علیه السّلام کرد]! أستغفرُ اللَه، ما که نمیتوانیم؛ ولی چون مطلب روشن است، دارم میگویم.
فرمایش طبیبانۀ امام سجّاد علیه السّلام به فرد گنهکار نا امید
شخصی آمد پیش امام سجّاد علیه السّلام و گفت: «آقا، همسایهای دارم (از اهل دیوان بنیامیّه و بنیمروان و امثال اینها) که الآن یأس تمام سراپای وجودش را گرفته است و میگوید: ”من دیگر نمیتوانم، من به دستور آدم کشتهام، من اموال ضبط کردهام، من تأیید ظلمه را کردهام، من در دیوان ظلمه و در حکومت بودهام.“»
حضرت امام سجّاد فرمودند: «نه [این طور نیست]، خداوند راه و طریق قرار داده است.» چه کسی این حرف را میزند؟ طبیب! امام سجّاد طبیب است، راه را فقط امام سجّاد میداند و بس؛ کس دیگر نمیداند.
گفت: «چهکار کند؟» حضرت فرمودند:
آن افرادی را که میشناسد، بلند بشود برود [رضایت بگیرد و حلالیّت بطلبد]؛ و آن افرادی را که باید دیه بدهد [دیۀشان را بدهد].
گفت: «اگر راضی نشدند چه؟!» حضرت فرمودند:
آن پول دیه را بیندازد در منزلشان و بیاید.
بعد فرمودند:
اگر این کار را انجام داد، من بهشت را برای این شخص تضمین میکنم!
وقتی امام سجّاد تضمین کند، دیگر غلط میکند مَلکی از ملائکه یا کسی دیگر بخواهد در مقابل امام سجّاد حرف بزند!
آن شخص نقل میکرد: «آمد و تمام اموالش را برد داد؛ حتّی موارد شبهه را هم برد داد!» نظیر این قضیّه راجع به امام صادق هم در کوفه نقل شده است.1
آن فرد، صادق بود دیگر! این چیست؟ این معنای ﴿يَرۡجُواْ﴾ است؛ این شخص امید دارد و شخصِ [راجی است].
- رجوع شود به الکافی، ج ٥، ص ١٠٦.
