
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
55توصیه به مطالعۀ مطالب مربوط به رجاء و همّت در رسالۀ لقاءاللَه
مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی رسالهای به نام لقاءاللَه دارد. بسیار رسالۀ متین و مفیدی است و ایشان در آنجا مطالب متقن و محکم و مسائل خیلی روشنی را بیان کردهاند که حکایت از یک قلب بسیار پرشور و متّصل و سِرّ مرتبط و علم مفید و نورانی میکند. علم اگر علم نورانی باشد، در لا به لای کلمات میآید؛ امّا علم اگر تاریک باشد، وقتی که انسان مطلب را میخواند، به دلش نمینشیند و سخت است؛ چون این علم از یک قلب مکدّر درمیآید، لذا به دلش نمینشیند. این رساله به نام رسالۀ لقاءاللَه است و ایشان در آنجا مطالب زیادی در مورد رجاء و همّت و میل و امثال اینها فرمودهاند.1 رفقا حتماً بخوانند؛ خیلی مفید است.
اشکال بیپایۀ یکی از ائمّۀ جماعات نسبت به رسالۀ لقاءاللَه و پاسخ علاّمه طهرانی
یک روز ما در خدمت مرحوم آقا در مجلسی بودیم. شاید در آن مجلس از آقایان ائمّۀ جماعات طهران حدود چهل نفر بودند که همۀ ریشها سفید بود! شروع کردند صحبت کردن راجع به اینکه: «رجاءِ لقاء خدا یعنی چه؟ امید یعنی چه؟ اصلاً مگر خدا را میشود دید؟ مگر انسان امید دارد؟ رجاء یعنی انسان دنبال این باشد که به نعمات الهی برسد!» نعمات الهی هم در آن دنیا مشخّص و معلوم است که چیست؟ سَنبُلش که مطلوب همۀ ما است، سیب و گلابی و از این میوهها و چیزهای دیگر که مجرّدها بیشتر رغبت دارند، یا به عکس! چه عرض کنم؟ گفت: «از نخورده بگیر بده به خورده!» حالا نمیدانم این قانون تا چه اندازه درست است؟
بعد عجیب یکی از آن آقایان گفت: «این آقا که آمده رسالۀ لقاءاللَه نوشته است، ما اصلاً در قرآن لقاءاللَه نداریم؛ بلکه در قرآن ﴿لِقَآءَ رَبِّهِۦ﴾ داریم: ﴿يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ﴾!»2 خب حالا لقاءاللَه هم نداشته باشیم، مگر ﴿لِقَآءَ رَبِّهِۦ﴾ چه مشکلی دارد؟! مگر رَب غیر از خدا چیز دیگری است؟! اگر میخواهی اشکال دربیاوری، نمیخواهی عمل کنی، میخواهی مردم را در جهل نگه داری، خودت را به خواب و کری و کوری بزنی، یک
- رسالۀ لقاءاللَه، ص ٨٣ ـ ٨٦.
- سوره کهف (١٨) آیه ١١٠.
