
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
69میدان میگذاریم؟ تا چقدر؟!
این قضیّۀ کوفه و اهل کوفه و مسائلی که در آن زمان اتّفاق افتاد، اینها فقط یک کوفه نبود؛ الآن هم کوفه وجود دارد و الآن هم کوفیان هستند! ما در خودمان این قضیّه را جستجو کنیم که ما جزء کوفیان هستیم یا نیستیم؟!
حکایت مرحوم آقای انصاری و عدم مداوای مریض طبق مشیّت الهی
مرحوم آقای انصاری ـ رضوان اللَه علیه ـ استاد اخلاق و مربّی و مهذِّب نفوس، مرد بسیار بزرگ، مطّلع بر مصالح و مفاسد، و مرد حقیقی و صادقی بود و در عینحال در علوم طبّ قدیم سر رشته داشته و نسخه میداده و برای مرضیٰ همین ادویه و عقاقیر قدیمی تجویز میکرد.
یک روز یکی از دوستان ایشان بچّهاش مریض میشود و ایشان هم دوا میدهد و از قضا این دوا مؤثّر واقع نمیشود و مصلحت خدا بر این بوده که این بچّه فوت کند و او فوت میکند. نهاینکه بر اثر دوای ایشان بوده، دوای ایشان او را نکشته است، بلکه مرض خوب نمیشود. مگر حتماً باید هر دوایی که داده میشود تأثیر بگذارد؟ چنین تضمینی به دوا نیست. اگر قرار باشد هر دوایی مؤثّر باشد، دیگر کار عزرائیل کساد میشود. خدا را خوش نمیآید عزرائیل بیکار باشد، بالأخره باید او هم مشغول باشد و جناب عزرائیل هم از بیکاری حوصلهاش سر میرود! جبرائیل مَلک علم است، اسرافیل مَلک رزق است و میکائیل مَلک حیات است، جناب عزرائیل هم مَلک قبض روح است و خدا این مسئولیّت را به او سپرده است. حالا اگر بیکار باشد، حوصلهاش سر میرود؛ میگوید: «خدایا، پس کو؟! امروز در پروندۀمان اسم کسی را ننوشتهای!»
لذا این دواها حکم واسطه را دارند: اذن از طرف او بیاید، این دوا اثر میکند؛ اذن از طرف او نیاید، اگر شما بهجای یک کپسول یک گونی هم کسپول بخورید فایده ندارد، هیچ تأثیری ندارد! باید دید از طرف او چه مقدّر شده و آیا آن جنبۀ فاعلی به این واسطه إعطا میشود یا إعطا نمیشود؟ این مسئله است. حالا ما از طبیب میبینیم، از وسائط میبینیم؛ البتّه بعضی از این تشخیصها هم اشتباه است.
اتّفاقاً این دارو مؤثّر واقع نشد و این بچّۀ هفت هشت ساله فوت کرد و از دنیا رفت.
