
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
70این شخص آنقدر از این کار متأثّر میشود که میرود مَحاکم و از دست آقای انصاری به دولت شکایت میکند که ایشان بچّۀ ما را کشته است! بنده خدا میگوید: «اصلاً چه اشتباهی کردیم که آمدیم داخل خانۀ این؟ آقا، شما آمدید ما را بردید، میخواستید نیایید، اینهمه دکتر ریخته است، خب چرا آمدی ما را بُردی؟!» وانگهی، مگر قرار بر این است که اینها کارهایی که انجام میدهند همه بر وفق منویّات طرف باشد؟ نه، اینها بر وفق تقدیر کار انجام میدهند؛ حالا تقدیر بر إماتۀ این است. بسیار خوب، یک نسخهای میدهد، حالا برو این نسخه را بگیر؛ امّا ببین آنجا چه تقدیر شده است.
اجرای دقیق تقدیر الهی، هنر اولیای خدا
بله، اگر تقدیر بر شفا باشد، این نسخه خوب میکند؛ ولی اگر تقدیر بر إماته باشد، آیا ولیّ خدا میآید تقدیر را عوض کند؟! اگر عوض کند که دیگر ولیّ نیست، بلکه او شخصی است که در نفس گرفتار است و مسائل را به مقتضای نفس و أهویۀ نفسانی انجام میدهد؛ دیگر نباید اسمش را ولیّ گذاشت.
هنر یک ولیّ این است که بیاید عیناً و عیناً و عیناً طبق آنچه که اگر خدا از آن مقام تجرّدِ خود تنازل میکرد و به صورت مادّه میآمد میکرد، او هم بیاید این کار را انجام بدهد. اگر خدا از آنجا مجسّم بشود و تنازل کند و بیاید پایین و بخواهد نسبت به این امور ظاهر رتق و فتق کند، چهکار میکند؟ یکی را شفا میدهد، یکی را میکُشد، یکی را زنده میکند، یکی را میمیراند، یکی را در حیاط میزایاند، یکی را سرِ زا میبَرد، برای یکی قرض میآورد، برای یکی قرض را أداء میکند و همین کارهایی که میکند. حالا تنازل نکرده و آن بالا نشسته، ولی آیا قضیّه فرقی میکند؟! چه فرقی کرد؟!
تمثیلی در یگانگی اجرای مشیّت الهی در عالم
مثل اینکه من در اینجا یک کنترل در دستم است؛ حالا یک وقت خودم میآیم این دکمهها را میزنم و این نوار از اینطرف میچرخد، بعد دوباره یک دکمه را میزنم این نوار از آنطرف میچرخد و همه هم میبینند؛ امّا یک وقت نه، شما در آن اطاق نشستهاید و من هم در این گوشه نشستهام و کسی هم مرا نمیبیند و با کنترل میزنم و این نوار میچرخد. هر دوی آن یکی است؛ نوار از آنطرف چرخید، از اینطرف چرخید. در صورت اوّل خودم را نشان دادم، در صورت [دوّم نشان ندادم].
