
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
72سرشان را پایین میانداختند. دوباره ایشان را در محذور قرار میدادند تا اینکه میفرمودند: «إنشاءاللَه خداوند عنایتی بکند!» و آن شخص هم میآمد و چیزی هم نمیدید و میرفت.
آیا این برای او درست بود؟! نه، برای او درست نبود. شاید مأمور مالیات بیاید و بخواهد مالیات بگیرد و این برای شما درست باشد. حالا من نمیخواهم بگویم مالیات بدهید؛ نه، هر چیزی جای خود دارد؛ ولی صحبت در این است که ما میخواهیم تقدیر و مشیّت خدا را برگردانیم.
مرحوم حاج حسنعلی نخودکی اصفهانی ـ رحمة اللَه علیه ـ مرد بسیار بزرگی بود، ولی ایشان اهل عرفان نبود؛ از بیاناتش پیدا است که اهل عرفان نبود. اهل ریاضت بود، اهل مجاهده بود، اهل مراقبه بود، متهجّد بود، اهل ذکر بود، اهل ورد بود، مرد بزرگی بود، اینها همه بهجای خود محفوظ، ولی مسئلۀ عرفان چیز دیگری است! خود ایشان هم میگفت: «اگر عرفان میخواهید، نجف پیش سیّد علی قاضی بروید.» این را خود ایشان به افرادی که راجع به مسئلۀ عرفان مراجعه میکردند، اعتراف میکرد که خلاصه اهلش نیست.
کاری نبود که ایشان نتواند بکند؛ از طیّ الأرض گرفته، از طیّ السّماء گرفته، از خَلق ابدان گرفته، از إماته گرفته، از إحیاء گرفته! مرحوم آقا شیخ حسنعلی نخودکی مرده زنده میکرد. قبر ایشان هم در همین صحن عتیق و صحن بزرگ در حرم امام رضا علیه السّلام است.
انصراف از امام علیه السّلام به غیر، یعنی قافیه را باختن!
من از سابق معمولاً وقتی که حرم میآیم، یک ساعت، نیم ساعتی میروم در همین درگاههای دوْر صحن مینشینم. یک بار که ما مشهد بودیم و روبهروی پنجره فولاد نشسته بودیم، چند تا مخدّره ـ که ظاهراً معلوم بود از طهران آمده بودند و خلاصه میخواستند هم برای زیارت بیایند و هم برای تحقیق ـ از دور ما را دیدند و نمیدانم چطور شد که پیش ما آمدند.
آمدند آنجا و گفتند: «آقا، سلام علیکم!» گفتم: «علیکم السّلام.» گفتند: «آقا، میدانید قبر آقا شیخ حسنعلی نخودکی کجا است؟» گفتم: «قبر امام رضا اینجا است!»
