اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آموزه‌های معرفت ج 4

شرح دعای ابو حمزه ثمالی

1٬869
جلد ها

شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده

آموزه‌های معرفت ج 4

76
  • می‌شکند و باید ششصد هزار تومان پول عمل بدهی؛ صد هزار تومان هم روی آن! فکر این را هم کرده‌ای؟ فکر این را که نکرده‌ای! شما تصوّر نکنید که مسائل [گتره است]. از این قبیل مسائل خیلی داریم. یا حتّی بگوییم این هم انجام نشود و بعداً یک ضرری متوجّه نشود، امّا همین‌قدر که شما در این مطلب ماندید، برای شما کافی است! و چه‌بسا این مطالبی که پیش می‌آید، مقدّمۀ برای دفع یک ضرری است که ممکن است بعد انجام بشود. آیا ما به اسرار غیب اطّلاع داریم و می‌دانیم که چه سرّی هست؟! نداریم دیگر! اگر اطّلاع داشتیم، همان آقایی که می‌آمد از آقای حدّاد دعا می‌خواست برای اینکه پانصد هزار تومان مالیات ندهد، خودش فردا اصلاً می‌رود درب ادارۀ مالیات و می‌گوید: «آقا، بیا این پانصد هزار تومان را بگیر!» اگر مطّلع باشد و اگر بداند که این مبلغ برای چه مسئله‌ای تقدیر شده و در اداء این قضیّه چه مضارّی از او دفع می‌شود، خب مگر دیوانه است ندهد؟! ولی این دیگر هنر نیست، چون می‌دانی دیگر! حالا تو نده تا ببینی چه به سرت می‌آید! آن‌وقت اینها می‌آمدند و می‌ماندند.1

  • خصوصیّت افراد صادق و راجی در مسیر پروردگار

  •  امّا افرادی که از نقطۀ نظر رجاء و همّت و امید به مطلوب در مرتبۀ صدق قرار دارند، آنها خودشان برای جریان عالَم تقدیر پیش‌قدم می‌شوند. ببینید چقدر فرق است! اصلاً اگر قضیّه بخواهد انجام نشود، می‌آید می‌گوید: «آقا، چرا مسئله‌ای انجام نشده است؟! چرا مشکلی پیش نیامده است؟!» برای جریان نظام عالم تقدیر، خود آن افراد جلو جلو می‌آیند و تقاضا می‌کنند و دست آن استاد کامل را برای نحوۀ تربیت باز می‌گذارند، نه‌اینکه مدام دستش را ببندند! به قول آقای حدّاد: «تا می‌خواهیم گوششان را بگیریم، صدایشان درمی‌آید.»2 خب ما هم شُل می‌کنیم. اینجا مدام دست بستن است، آنجا مدام پیش‌قدم می‌شود، مدام تقاضا می‌کند، مدام برایش می‌آید.

    1. دیگر مسئله به اینجا کشیده شد، ولی عیب ندارد. در شب‌های ماه رمضان، شخصی می‌گفت: «آقا، این فقرات خیلی طول می‌کشد!» گفتیم: «ما اصلاً شب‌های ماه رمضان می‌آییم حال کنیم؛ بنشینیم، حرف بزنیم! حالا مطلب از این‌طرف و آن‌طرف می‌رود خیلی اهمّیت ندارد و مهم نیست.»
    2. رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٣٠٠؛ روح مجرّد، ص ٥٥٧.
/ 11