
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
80لزوم چشم پوشیِ شخص راجی از جمیع مظاهر در مسیر پروردگار
پس بنابراین اگر شخصی رجاء به او دارد، دیگر غیر او را نباید در دل خود راه بدهد. دیگر از مظاهر جمالیّۀ پروردگار نباید در این قضیّه خَلط کند؛ چه این مظاهر، مظاهر دنیویّه باشد یا حتّی اخرویّه باشد. لذا مرحوم آقا در دستورات سلوکی و مقدّماتی خودشان به افراد میفرمودند:
از هرچه غیر از او است چشم را ببند و در این راه هرچه دادند. طیّ الأرض دادند، دادند؛ ندادند، ندادند! طیّ السّماء و قدرت بر بعضی از تصرّفات دادند، دادند؛ ندادند، ندادند! اصلاً سالک نباید فکرش را حتّی لحظهای [در این مسائل] بیاورد؛ حتّی لحظهای!
چرا؟ چون آن مسئلۀ اطمینان و حالت طمأنینهای که با حضور او برای سالک پیدا میشود، به هیچ چیز قابل عوض نیست؛ به هیچ چیزی! امروز به بعضی از دوستان میگفتم که مسئله از این قرار است.
عاقبت خسارت بار توجّه به کثرات و عدم قطع تعلّقات
چندی پیش ما قضیّهای دیدیم از بعضی از همین افراد که اهل حال و اهل تهجّد و اهل مراقبه و اهل این مسائل هستند، ولی تفکّرشان و امیدشان و همّتشان در این دنیا در توجّه به سلسلۀ معلولات بود، نه سلسلۀ علل؛ به سلسلۀ مسبّبات بود، نه به سلسلۀ اسباب؛ به سلسلۀ متأثّرات بود، نه به سلسلۀ مؤثِّرات؛ و بهدنبال تهجّد، بهدست آوردن بعضی از علوم، بعضی از قدرتها، ادراک بعضی از خفایا و سرائر و إشراف بر بعضی از امور غیبی بودند. خب حالا قضیّه چه شد؟ شصت سال، هفتاد سال از سنّ یک شخص بگذرد و کاری را که او الآن میتواند بکند این است که اگر مثلاً نیّتی در یک شخص هست، این توجّه بکند و با یک سِری وسائل و یک سِری کارها و مراجعۀ به نفس و خصوصیّاتی که دیگر شرح و بیانش خیلی زیاد است، در بعضی از توجّهات بفهمد که الآن این شخص چه نیّتی کرده است! نمیخواهم بگویم اینها غلط است؛ نه، درست است، اسراری هست، در همین خود بدن هم اسراری است، در ارتباط بین نفس و بدن هم اسراری است که اینها را خیلیها نقل کردهاند. بسیار خوب، حالا فهمید، خب بعدش چه؟!
