
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
92خداوند قسمت کرد.» امّا برای بهدست آوردن دو هزار تومان پول نمینشیند در خانه بگوید: «خداوند هرچه قسمت کرد»، بلکه بلند میشود بیرون میآید. دو روز که بنشیند وقتی ببیند جیبش خالی شد، دیگر روز سوّم با سر و صدا و غُر زدن مخدّرات مکرّمات ـ خدا نصیب کسی نکند ـ مجبور است چهار نعله از خانه بیرون بزند: «ای داد، ای هوار، نان نداریم؛ ای هوار، گوشت نداریم؛ ای هوار، پول نداریم؛ آخر به تو هم مرد میگویند؟! اگر میخواستی اینطور باشی چرا زن گرفتی؟!» از این مطالبی که کم و بیش برای ما نقل میشود. إنشاءاللَه که اینها همه شوخی است، جدّی نیست! خب حالا باز هم بنشیند در منزل و بگوید: «مینشینیم إنشاءاللَه خدا میرساند»؟! نه اینجا نمیشود؛ اینجا مجبورش میکنند که به هر کیفیّتی بیاید بیرون و بالأخره اجبار انسان را از خانه بیرون میآورد.
مهجوریّت عرفان در حوزۀ نجف و مصائب علاّمه طهرانی در آن حوزه
یک قضیّه الآن یادم آمد، نمیدانم برای رفقا گفتهام یا نگفتهام. مرحوم آقا در نجف که بودند یک وضعیّت خاصّی داشتند. طبعاً ایشان از آنهایی که در نجف بودند شهریه نمیگرفتند، یعنی حتّی یک قِران نگرفتند! و در یک نواری که ایشان صحبت کردهاند، در آنجا فرمودهاند:
ما با آن وضعیّتی که داشتیم و به عرفان و ذکر و امثالذلک معروف شده بودیم، قطعاً اگر از آقایان شهریه میگرفتیم شهریۀ ما را قطع میکردند!1
یعنی به جرم متابعت عرفان و به جرم به خود مشغول بودن؛ این جرم است دیگر! عین صحبت ایشان الآن موجود است و ما مقداری از این مطالب را آوردهایم؛ دیگر نمیشود نیاورد! بله، مرحوم آقا آن زمان خیلی سکوت میکردند!
اگر شب تا صبح به هِرّ و کِرّ و غیبت و تهمت گذشته بشود، این مسئلهای نیست! اگر چند ماه به تهمت بگذرد، به غیبت بگذرد، به نمّامی بگذرد، به سخنچینی بگذرد، به عمل خلاف شرع بگذرد، هیچ اشکالی ندارد و سهم امام علیه السّلام از شیر مادر
- رجوع شود به سالک آگاه، ص ٦٧.
