
آموزههای معرفت ج 4
شرح دعای ابو حمزه ثمالی
شرح فقره و أعلَمُ أنّک للرّاجِی بِمَوضِعِ إجابَةٍ و لِلمَلهوفینَ بِمَرصَدِ إغاثَةٍ از دعای ابوحمزه ثمالی که در سال 1422 هجری قمری ایراد شده
آموزههای معرفت ج 4
95و خودش را بکِشند و او هم همینطور نگاه کند! خب یک کاری کن؛ نه، نمیشود!1 اصلاً شما میتوانید یکهمچنین مسئلهای را باور کنید؟!
ولی بهجای خودش، در آنجایی که باید [کاری کند]، آنجا مسئله فرق میکند: وقتی حضرت زهرا از دنیا میرود، این عمَر یکدفعه رگ تدیّن و قرابتش به رسول خدا گُل میکند و یادش میآید که با رسول خدا قرابت دارد و پدر زن رسول خدا است. میگوید: «فاطمه چه شد؟»
ـ فاطمه را دفنش کردیم تمام شد!
ـ چه؟! بیخود کردید دفنش کردید؛ بنده باید بیایم به او نماز بخوانم! این حرفها نیست!
حالا میخواهد بیاید به او نماز بخواند؟! یک قبر ساختگی در قبرستان بقیع درست کرده بودند، آمد آنجا و به افراد گفت که بیایید این قبر را بشکافید و جنازه را دربیاورید که خلیفۀ مسلمین میخواهد نماز بخواند! دختر رسول خدا دفن بشود و ما نماز نخوانیم؟!
امیرالمؤمنین آمد آنجا ایستاد، شمشیرش را هم درآورد صاف گذاشت روی زمین و گفت: «هر کسی میتواند بیاید این قبر را بشکافد و [دختر رسول خدا] را بیرون بیاورد!» چند نفر آمدند؟ همه رفتند عقب!2
- رجوع شود به کتاب سلیم، ج ٢، ص ٨٦٤؛ الاحتجاج، ج ١، ص ٨٣.
- دلائل الإمامة، ص ١٣٦:
«... فَبَلَغَ ذَلِکَ أمیرالمُؤمنینَ (صلواتُ اللَهِ علَیه)، فَخَرَجَ مُغضَبًا قَدِ احمَرّت عَیناهُ، و دَرّت أوداجُه و علَیهِ قَباؤُهُ الأصفَرُ الّذی کانَ یَلبَسُهُ فی کُلِّ کَریهَةٍ، و هوَ یَتَوَکّأُ علیٰ سَیفِه ذی الفَقارِ، حَتّیٰ وَرَدَ البَقیعَ، فَسارَ إلیٰ النّاسِ مَن أنذَرَهُم، و قالَ: هذا علیُّ بنُ أبیطالبٍ قَد أقبَلَ کَما تَرَونَهُ، یُقسِمُ بِاللَهِ لَئِن حوِّلَ مِن هذِهِ القُبورِ حَجَرٌ لَیَضَعَنّ السّیفَ فی رِقابِ الآمِرینَ.
فَتَلَقّاهُ عُمَرُ و مَن مَعَهُ مِن أصحابِه، و قالَ لَهُ: ما لَکَ یا أبا الحسنِ، و اللَهِ لَنَنبِشَنّ قَبرَها و لَنُصَلّیَنّ علَیها.
فَضَرَبَ عَلیٌّ (علیه السّلام) بیَدِه إلیٰ جَوامِعِ ثَوبِه فَهَزّهُ ثُمّ ضَرَبَ بِه الأرضَ، و قالَ لَه:
”یا ابنَ السّوداءِ، أمّا حقّی فَقَد تَرَکتُه مَخافَةَ أن یَرتَدّ النّاسُ عَن دینِهم، و أمّا قَبرُ فاطمةَ فَوَ الّذی نَفسُ علیٍّ ←
