اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رسالۀ غناء و موسیقی

بررسی فقهی حرمت غنای لهوی و موسیقی

2٬579
فقه واصول

این رسالۀ فقهی دروس خارج فقه عالم ربانی و عارف صمدانی مرحوم آیةاللَه حاج سیّد محمدمحسن حسینی طهرانی ـ قدس سرّه ـ در سال‌های ١٤٢٠و ١٤٢١ ه‍ . ق در حوزه علمیه قم است که موضوع غناء و موسیقی را از نگاه احکام شرع به‌طور مبسوط مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند.امتیاز این رساله بر سایر نوشتجات در این است که مؤلّف محترم ـ قدس سره ـ جنبۀ إسقاط تکلیف از دوش مکلف را در استنباط احکام ـ که امروزه بسیار رایج است ـ محور توجه خود قرار نداده‌اند؛ بلکه ایصال به واقعیت حکم شرعی در جنبۀ ارتباط عمل با نفس مکلف و اتّصال انسان به عالم ملکوت و تأثیر غناء و موسیقی در رشد یا افول انسان را ملاک استنباط در نظر گرفته‌اند، به‌علاوه اینکه در تجزیه و تحلیل مسئله، فقط به قواعد متعارف اصولی و رجالی اکتفا ننموده و شواهد و قرائن مختلف تاریخی، فرهنگی و... در زمان صدور آیات و روایات را نیز در نظر گرفته اند.1 ایشان با بررسی شواهد مختلف به سؤالی که در ذهن بسیاری از افراد مطرح است که آیا در عصر صدور روایاتِ حرمتِ موسیقی، فقط موسیقی لهوی محل ابتلا بوده، پس ادلۀ حرمت ناظر به این نحوه از موسیقی است، یا اینکه ادلۀ حرمت شامل همۀ اقسام موسیقی است، به بهترین نحو پاسخ داده‌اند. از دیگر امتیازات این رساله این است که تفصیل حکم موسیقی بر اساس مشترک بودن یا مختص بودن آلات آن به موسیقی لهوی را ـ که در فتاوای معاصرین مطرح است ـ به نحو فنی مورد بررسی قرار داده و رد کرده است. هم‌چنین مسائل جانبی مرتبط با موسیقی، مثل حکم استفادۀ رسانه‌های گروهی از موسیقی یا مجالس غناء و موسیقی (کنسرت) و خریدوفروش آلات آن و... نیز بیان گردیده است. امتیاز دیگر این رساله تحلیل دقیق مستثنیات حرمت غناء و موسیقی و بررسی مواردی که از این دو عنوان در لسان شارع از حکم حرمت مورد استثناء قرار گرفته است، با نگاه فوق‌الذکر می‌باشد.

رسالۀ غناء و موسیقی

138
  • این نحو می‌خوانند، یعنی ارتفاع و انخفاضی به قرآن می‌دهند که آن را از ألحان عرب خارج می‌کند و به‌سمت ألحان غناء و ألحانی که در این مجالس وجود دارد می‌برد.

  • ضرورت تناسب صوت با مقتضای مجلس

  • این مسئله مشخص است که برای هر مجلسی، صوت خاصی وجود دارد. یادم است که در زمان مرحوم آقا (علامه طهرانی) در روز عید فطر نشسته بودیم. مرحوم آقا، دیوان حاجی سبزواری را به یکی از رفقا دادند که بخواند و گفتند: «ساقی‌نامه را بخوان!» او هم ساقی‌نامۀ حاجی سبزواری را خواند. ساقی‌نامه وزن خاصی دارد که اصلاً کسی که آن را می‌خواند به وجد می‌آید، نه‌اینکه در حیوانیّت داخل شود، بلکه به وجد می‌آید و انبساط خاصی پیدا می‌کند! اما او اصلاً با صدای گریه و إبکاء و لحن بُکّی، شروع به خواندن کرد:

  • چهل تن ز رندان پیمانه‌زن***شهادت دهند این‌چنین بر کفن
  • که این را به خاک درش نسبت است***ز دُردی‌کشان میِ وحدت است1
  • و همه شروع کردند به گریه کردن تا به آخر! مرحوم آقا گفتند: «آقا، ساقی‌نامه را که این‌طوری نمی‌خوانند و نباید این‌طور خواند!» این شعر را که نباید با لحن گریه خواند! معلوم است که حاجی در مقام شور و در مقام عشق و مستیِ وصال محبوب بوده است که این شعر را گفته است، نه‌اینکه روز عاشورا نشسته باشد مصیبت‌نامه بخواند!

  • حالا جدای از این قضیّه، قضیّۀ دیگر این است: یک دفعه یکی از دوستانمان در روز تولّد امام حسین علیه‌السلام که روز عید است، به مشهد آمده بود. به من گفت: «آقا، این چه رسمی در شیعه است که همه‌اش باید گریه کنیم و بر سرمان بزنیم؟!» گفتم: چطور؟! گفت: «آقا، امروز روز عید است و این آقایی که امروز مداحی کرد، طوری خواند که همه را مثل روز عاشورا به گریه درآورد! این چه رسمی است؟!» طبق آن مسائل [و حال و هوای] خودش چنین مطلبی می‌گفت! گفتم: نه، این‌طور نیست؛ حتی مرحوم آقا گفته‌اند:

    1. دیوان حکیم سبزواری (اسرار)، ص ١٥٩.
/ 177