نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
100وجوب مؤکد حج در قیاس با سایر فرائض
نکتۀ بلاغی و فقهی عبارت «النّاس» در آیۀ حج (ت)
اگر اولاً بلا اول به این آیه نگاه کنید، چه تصوری پیش میآید؟ این تصور که حج از نماز هم واجبتر است! چون ما حتی راجع به نماز، آیهای با این عبارت و کیفیت نداریم.1
- سایت مکتب وحی، دروس، فقه، حج، درس ٧٩:
«در [آیۀ شریفه] ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ﴾، مسئلۀ ”ناس“ آمده است، اما در سایر تکلیفها داریم که: ﴿يٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾؛* ”ای کسانی که ایمان آوردید بر شما روزه نوشته شده است.“ یعنی مخاطبِ به شرط ایمان به رسالت نبوی، توحید و اسلام، مشمولِ ﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ﴾ میشود. یا: ﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾؛** ”[همانا] مسئلۀ صلات [و نماز] بر مؤمنین [تکلیفی دارای اوقات مشخص] است.“ در اینجا هم شرط ایمان است؛ یعنی هر کسی که خود را به ایمان ملتزم کرده است، باید صلات را بخواند. ولی در این آیه میفرماید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ﴾؛ ”بر مردم است.“
ببینید، جنبۀ آن یک مقداری سِعی شده است و مسئلۀ ایمان در اینجا مطرح نیست؛ نمیگوید: ”یا أیّها الّذینَ آمَنوا یَجِبُ علیکُمُ الحجُّ.“ یا ”وَ لِلهِ عَلَی المُؤمنینَ حِجُّ البَیتِ مَنِ استَطاعَ إلیه سبیلًا.“ بلکه ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ﴾ گفته شده است؛ یعنی مردم.
این میرساند که اصلاً مسئلۀ حج یک مسئلۀ مفروغٌعنه [و امر بدیهیِ انکارناپذیر] برای همۀ مردم است؛ نهاینکه در اینجا باید لحاظِ ایمان باشد. منتها چون شرط اطاعت از رسولاللَه، تسلیم در برابر اوامر اوست، طبعاً خواهینخواهی، مسئله منحصر به مسلمین میشود، نه سایر ملل از یهود و نصاریٰ؛ وگرنه آنها هم مشمول این قضیه میشوند.
نکتۀ بلاغی و ادبیای که در اینجا هست، این است که بهجای مؤمنین و مسلمین و متّقین و مثلاً بهجای ”یا أیّها الّذینَ اتّقَوا“ و ”یا أیّها الّذینَ آمَنوا“ و ”یا أیّها الّذینَ أسلَموا“ و امثالذلک، کلمۀ ”ناس“ آمده است؛ ناسِ بدون قید ایمان، تقوا و اسلام. ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ﴾ یعنی این مسئله در اینجا یک جنبۀ عمومیِ مفروغٌعنه دارد.
لذا یکی از مسائلی که مجتهد باید در نظر بگیرد و برای رسیدن به ملاک احکام خیلی به درد میخورد ـ و نکتۀ بسیار دقیقی است ـ این است که بداند آن خطاب شارع در مقام القای بیان، آیا عام است یا از ابتدا خاص بوده است؟ یعنی آنچه اولاً بلا أول به ذهن متبادر میشود، این است که خطاب متوجه عدۀ خاصی بوده و باید به سراغ روایات و امثالذلک برویم تا آن مورد خاص را ←
- سایت مکتب وحی، دروس، فقه، حج، درس ٧٩:
