نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
3٬535
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
تهیۀ کتاب از سرای جاوید
نور ملکوت حج جلد 1
1011
بله، داریم:
- ← بفهمیم، یا اینکه خطاب از اول جنبۀ عام داشته است؟» (آیةاللَه طهرانی)
• سایت مکتب وحی، دروس، فقه، حج، درس ٨٠:
«در مورد حج لسان قرآن عوض میشود و ﴿ٱلنَّاسِ﴾ میآید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ﴾؛ ﴿وَلِلَّهِ﴾ یعنی از ناحیۀ پروردگار و به معنای اختصاص داشتن به اوست. لامِ آن، لام اختصاص است؛ یعنی: لَهُ و هذِهِ المَسألَةُ تَتَعَلَّقُ بِهِ و تَختَصُّ بِهِ و صادِرَةٌ مِنه. ”لَهُ عَلَیکَ“ یعنی: از ناحیۀ اوست بر عهدۀ تویِ مخاطب و مکلف؛ چه چیزی؟ ﴿حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ﴾.
آیا ما در اینجا صرفاً وجوب را میفهمیم؟ یعنی یک مجتهد وقتی میخواهد به این آیه نظر کند و نسبت به مسئلۀ حج نظر و فتوا بدهد، آیا یک وجوب عادی مانند سایر واجبات میفهمد؟ بله، واجب در هر حال الزامی است، درست است؛ ولی خود واجب هم مراتب دارد. مثل حرمت در تکالیف میماند که آنهم الزامی است، ولی حرمت قتل نفس محترمه کجا و حرمت شرب خمر کجا! یا حرمت قضای نماز کجا و حرمت آبروی مؤمن و هتک عِرض او کجا! اینها ارتباطی به همدیگر ندارند.
درست مانند الآن که هتک حرمت برای ما اصلاً هیچ ارزشی ندارد و بهراحتی، مثل آب خوردن، حرمت و عِرض و آبروی افراد را میبریم و بلکه این کار واجبتر از هر واجبی شده است! یعنی نهتنها حرام به حلال بدل شده، بلکه حلال هم واجب شده است! اصلاً چیز عجیبی شده است.
لذا این کجا و آن کجا! درحالیکه نماز قضا میشود و بعداً آن را بجا میآوری، نمازت را میخوانی و فوقش هم گریه میکنی و یک ”الغوث“ میگویی و توبهای هم میکنی؛ ولی اگر حرمت مؤمنی را هتک کردی، چطور میخواهی پاسخ بدهی؟! اگر دل مؤمنی را شکستی، آبرویش را بردی و او را در میان اجتماع سرافکنده کردی، آنوقت این کار، چوب دارد و آنجا دیگر توبه بیتوبه! چنان چوبی میآید ـ و چوب خدا هم صدا ندارد ـ که وقتی بخورد، طرف چنان میافتد که دیگر بلند نمیشود! لذا این کجا و آن کجا.
بنابراین، محرّمات هم در طبقهبندی و دستهبندی قرار دارند و خودشان مراتب شدت و ضعف دارند. اینها بر حسبِ آن ملاکات و مفاسدی که به موضوعات مختلف تعلق میگیرند، در مراتب و دستهبندیهای متفاوتی قرار میگیرند. در اینجا میبینیم که این آیه میفرماید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ﴾؛ یعنی از ناحیۀ پروردگار، بر عهدۀ مردم قرار داده شده است.» (آیةاللَه طهرانی)
* سوره بقره (٢) آیه ١٨٣.
** سوره نساء (٤) آیه ١٠٣.
- ← بفهمیم، یا اینکه خطاب از اول جنبۀ عام داشته است؟» (آیةاللَه طهرانی)
/
436
