نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
103یا اینکه: تا دیدی هوا سرد است و نمیتوانی برای وضو گرفتن از جایی به جای دیگر بروی یا برایت مشکل است، وضو لازم نیست؛ بلکه همانجا تیمم کن و نمازت را بخوان!1 اینقدر راحت گفتهاند که میتوانی نماز بخوانی.
اما راجع به حج میگوید: ﴿مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ﴾؛ از آنطرف دنیا باید با پای خودت یا سوار بر الاغ بیایی؛ الاغی که معلوم نیست تو را به مقصد میرساند یا نه! وقتی اینطور است، آیا انسان با خود نمیگوید که این چه قضیهای، چه نُسک و چه فریضهای است که اینقدر بر آن تأکید شده است؟
آنوقت چطور ممکن است یک مجتهد، با تصور چنین قضیهای، بگوید حج، واجب مشروط است؟! چطور ممکن است؟! اصلاً مگر میشود تصور کرد؟! بلکه اطلاقش از هر مطلقی بیشتر است و حتی از نماز و روزه و... هم أشدُّ إطلاقاً است.
اینجاست که مسئله خیلی دقیق میشود و اینطور نیست که همینطور راحت فتوا بدهی و برود! مسئله حسابوکتاب دارد و انسان نمیتواند راحت فتوا بدهد.
بررسی تطبیقی فهم قرآنی و روایی از استطاعت
حال، زبان وحی کیست؟ زبان وحی فقط چهارده نفر هستند؛ پس باید به سراغ آنها رفت. آنها چه برداشتی از این دو آیۀ قرآن کردهاند؟ آن چهارده معصوم از این دو آیه ـ یکی ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ﴾ و دیگری ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ﴾ ـ چه برداشتی کردهاند؟ باید به سراغ آنها برویم.
تبیین استطاعت حج واجب با استناد به روایات حج مستحب (ت)
وقتی روایات را نگاه میکنیم، میبینیم که برداشتشان مثل همان برداشتی است که خود ما کردیم؛ منتها آنها با زبان و بیانی دیگر میفرمایند: ”منظور، زاد و راحله است.“2 زاد چیست؟ چلوکباب و خوراک قرقاول است؟! یا اینکه نه آقا، امام صادق علیه السّلام میفرمایند: ”اگر نان و زیت داری، به بچههایت بده و برو!“3 میبینیم عجب!
- رجوع شود به تهذیب الأحکام، ج ١، ص ١٩٦.
- رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ١١، ص ٣٣ ـ ٣٦.
- الکافی، ج ٤، ص ٢٥٦: ←
