اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

107
  • 1

  • و نباید فقط در همان یکی‌دو سالِ آخر به فکر این مطلب بیفتد؛ بلکه اگر می‌داند که باید سالیان سال برای استطاعت به فکر باشد و هر سال و ماه و هفته، مبلغی را کنار بگذارد تا کم‌کم جمع شود و بعد از ده یا پانزده سال به حد نصاب برسد، واجب است که این کار را بکند.

  • یعنی فرض کنید اگر احساس می‌کند که می‌تواند به‌جای گذاشتنِ یک ظرف در دکور، پول آن را کنار بگذارد، باید این کار را انجام بدهد. بله، یک وقت مصارفی، جزء مصارف ضروری است ـ مانند آب، نان، پزشک، درمان، غذا، مدرسه، لباس و

    1. ← هم کارش را انجام بدهد، واجب است برود؛ نه‌اینکه در اینجا مقداری پول ذخیره کرده باشد و بعد برود! فرض کنید شخصی شغلش کفاشی است و می‌تواند در طول مسیر حج، همین شغل را ادامه بدهد و از همان راه امرار معاش کند و به اعمالش بپردازد.
      مسئلۀ استطاعت این‌طور نیست که الآن مطرح می‌کنند که مثلاً شخص باید یک میلیون تومان کنار گذاشته باشد و در برگشت هم همان‌قدر داشته باشد؛ این حرف‌ها نیست! استطاعت از نظر فقهی به این معناست که شخص بتواند خود را به بیت‌اللَه برساند؛ این را می‌گویند استطاعت! حتی اگر بتواند پیاده هم برود، حج بر او واجب است؛ یعنی اگر شرایط عادی باشد، مثلاً مرض یا مشکلی او را تهدید نکند، تخلیۀ سِرب باشد و راه امن باشد، این شخص باید حج را انجام بدهد.
      اینکه در بعضی روایات ”مرکب و زاد“ آمده که از مرکب به ”راحله“ تعبیر شده است،* به معنای غالب است؛ یعنی عنوان مُشیر است، نه‌اینکه موضوعیت داشته باشد. به این معنا که چون عموم افراد، مسافرت‌ها را با راحله و مرکب انجام می‌دهند و زاد هم با خودشان می‌برند، از این نقطه‌نظر، کسی که زاد و توشه و راحله داشته باشد، باید حرکت کند.
      اما اگر کسی زاد و راحله ندارد، فرض کنید شخصی در شهرهای نزدیک و اطراف مکه است و حتی بیست، سی یا چهل فرسخ با مکه فاصله دارد و پیاده‌روی هم نه‌تنها برایش هیچ اشکالی ندارد، بلکه به توصیۀ اطباء، ورزش هم محسوب می‌شود و کمی هم وزنش کم می‌شود؛ خب این مقدار مسافت را پیاده طی می‌کند! چه اشکالی دارد؟!
      پس اینکه می‌گویند ”زاد و راحله“، به این معنا نیست که فرض کنید اگر دمِ در، مرکبی را به‌همراه یک کارت دعوت برای انسان پیشکش آوردند آن‌وقت به حج برود! نه‌خیر؛ این شخص باید حج را انجام بدهد.» (آیةاللَه طهرانی)
      * رجوع شود به الکافی، ج ٤، ص ٢٦٦ ـ ٢٦٨.
/ 10