نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
3٬535
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
تهیۀ کتاب از سرای جاوید
نور ملکوت حج جلد 1
1111
- ← شما حساب کنید، در زمان امام صادق علیه السّلام که اصلاً این حرفها نبود! مگر مکه چقدر خانه داشت؟! همۀ مردم در چادر زندگی میکردند و وقتی به مکه میآمدند، چادر میزدند؛ سفر، ماهها طول میکشید؛ اسکان در خود مکه زیر چادر بود، نه در منازل. در تاریخ داریم که افرادی که به حج میرفتند، همه در مکه و بیرون آن چادر داشتند؛ مثلاً میگفتند: فلان شخص آمد و چادرش را در فلان منطقه زد؛ فلان کس آمد و در فلان منطقه زد.
مکه اینطور نبود که بیایند و منازلشان را اجاره بدهند. بله، آن زمان عدهای در اطراف مکه بودند که در موسم حج، منازلشان را به قیمتهای بالا کرایه میدادند؛ اما با حجم عظیمی که از اینطرف و آنطرف میآمد، حج اصلاً بهطور کلی زیر چادر بود.
آنوقت برای این حج زیر چادر، با تمام این سختیها و دوریِ چندماههای که حداقل سه ماه طول میکشید، امام علیه السّلام میفرمایند: دین و استدانه کن و خودت را به این زحمت بینداز؛ هم قرضی را که داری، داشته باش و هم یک قرض دیگر روی آن بگیر و برو این حج را انجام بده!
واقعاً ما میتوانیم بگوییم این حج، واجب مشروط است؟ جداً اصلاً به مخیّلۀ کسی خطور میکند یا کسی میتواند چنین قضیهای را تصور کند که این حج، با این کیفیت، واجب مشروط باشد؟! یعنی آیا رضای پروردگار در این است که اگر شخص در مقام سهولت و تنعّم به حدی رسید که بتواند این کار را انجام بدهد، آن موقع باید برود، و اگر قبل از آن انجام بدهد، مقبول نیست؟! اصلاً میشود چنین چیزی را تصور کرد؟!
مجتهد باید خودش را در فضای صدور روایت و بیان امام علیه السّلام قرار بدهد و ببیند که در آن زمان، وضعیت رفتن به حج چگونه بوده است. فرض کنید حج، استحبابی است و آن شخص هم دربارۀ حج استحبابی سؤال میکند؛ اینکه امام علیه السّلام به کسی بگوید برای حج استحبابی، چهار ماه دربهدرِ بیابان شو، خُبز و شَعیر و مِلح بخور، به خودت و زن و بچهات خَلّ و زَیت بده و بعد بلند شو و به خیمهای در مکه و عرفات و مدینه بیا، آیا این بر مشروط بودن حج دلالت میکند؟!
حتی روایاتی هم مربوط به زیارت مدینه بعد از حج وارد شده است.٤ امام باقر علیه السّلام میفرمایند:
إنّما اُمِرَ النّاسُ أن یَأتوا هذِهِ الأحجارَ فَیَطوفوا بِها ثُمّ یَأتونا فَیُخبِرونا بِوَلایَتِهِم و یَعرِضوا عَلَینا نَصرَهُم؛٥ ”[مردم فقط برای این مأمور شدهاند که به سراغ این سنگها بیایند و پیرامون آن طواف کنند، تا اینکه بعد نزد ما بیایند و ولایت خود را به ما خبر دهند و یاریِ خود را بر ما عرضه کنند.]“
این مطالب را امام علیه السّلام دارند.
یعنی امام باقر علیه السّلام میفرماید: بلند شو، چند ماه از زن و بچه فاصله بگیر و دوری کن و با ←
- ← شما حساب کنید، در زمان امام صادق علیه السّلام که اصلاً این حرفها نبود! مگر مکه چقدر خانه داشت؟! همۀ مردم در چادر زندگی میکردند و وقتی به مکه میآمدند، چادر میزدند؛ سفر، ماهها طول میکشید؛ اسکان در خود مکه زیر چادر بود، نه در منازل. در تاریخ داریم که افرادی که به حج میرفتند، همه در مکه و بیرون آن چادر داشتند؛ مثلاً میگفتند: فلان شخص آمد و چادرش را در فلان منطقه زد؛ فلان کس آمد و در فلان منطقه زد.
/
11
