نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
126امور دنیویه و رتقوفتق مشکلات و چک و سفته و داد و ستد بگذرد، و حتی برای یکلحظه نداند که دارد چهکار میکند و با که صحبت میکند و در مقابل چه حقیقتی به عبادت پرداخته است! از نقطهنظر فقهی این عبادت کاملاً درست و مُبرِئ ذمه و بدون هیچ اشکال و ایراد است.
دیدگاه باطنی: لزوم خلوص برای قبولی عمل
اما از دیدگاه پروردگار و کار و برنامۀ ملائکه مسئله بهکلی متفاوت است. در روایت است:
وقتی مکلف نماز میخواند و ذهن و قلب او در نماز به مسائل دیگری از امور دنیوی و صُوَر برزخیه مشغول است، ملائکه این نماز را به بالا میبرند و همینکه میخواهند از عالمِ صور و مثال عبور دهند ندا میرسد که: این بندۀ ما غیر ما را در نماز شریک ما قرار داد و ذهن او متوجه مسائل دیگری غیر از ما بود، و از آنجا که من شریک خوبی هستم برای شُرَکا، سهم خود را از این نماز به سایر شرکایم بخشیدم و برای خود چیزی برنداشتم، شما بروید و این نماز را بر سر آن نمازگزار بزنید که این نماز مبارک خود او باشد، و ما این نماز را از او نمیپذیریم!1
در دیدگاه فقه ظاهری مبنا بر انجام ظاهر است و اصلاً توجهی نسبت به باطن و سرّ و حقیقت عبادت وجود ندارد، و تنها تکلیف را بر مدار نفسِ إتیان فعل میشمرد. در این دیدگاه اگر فردی از زمان بلوغ تا صد سال تمام نمازها و روزهها و حج و سایر عباداتش از روی ریا و سُمْعه و تظاهر باشد هیچ ایراد و اشکالی ندارد، و در پیشگاه پروردگار مورد بازخواست و سؤال و جواب قرار نخواهد گرفت و بر او ایراد و اعتراض واقع نخواهد شد.
اما در دیدگاه مکتب اهلبیت علیهم السّلام تمام این نمازها و روزهها به مقدار یک غاز ارزش معنوی ندارد و در دستگاه ملائکه و حضرت رُبوبی به پشیزی نمیخرند!
- مأخوذ از: الکافی، ج ٢، ص ٢٩٤ و ٢٩٥؛ دعائم الإسلام، ج ١، ص ١٥٨؛ بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٢٤٦.
