نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
142هم به بچههایت بدهی باید آنها را به مکه بیاوری!“1 آن امام صادق این حج و این عمره را خواسته است که [بعد از آن] تو خودت را لعنت کنی برایاینکه دیگر پایت را در مکه بگذاری؟ کدام حج را خواسته است؟!
چرا اینها را نباید به مردم بگوییم؟ چرا اینها را نباید یاد دهیم؟ چرا باید اینقسم اقتصادی با این مسائل برخورد کنیم؟! آیا آن حجی که حضرت ابراهیم ندا داد: ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا﴾، این حج است که مردم از هرچه خدا و پیغمبر و خازن و رضوان است بیزاری و تبری بجویند؟! یا اینکه با آن عشق و علاقه و سوزِ دل و التهاب درون و هرولهکنان، ﴿وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ﴾، بهسمت این مکّه و حج و سایر اعمال حرکت کنند؟! کدام حج مورد نظر امام صادق ما بوده است؟ این حجّی که پدر حاجی را در ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ گفتن درآوری و سپس بگویی زنت بر تو حرام است؟! یا اینکه حجی برای او درست کنی که بگوید: ای کاش نمیرم تا دوباره سال دیگر به چنین مکان و مشاعر و مواقفی برگردم!
حکایت انس علامه طهرانی با دیوان حافظ در سفر حج
خداوند مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ را رحمت کند، ظاهراً ایشان شش سفر به حج مشرّف شدند. در یکی از این سفرها، وقتی که داشتند ساک و چمدانشان را برای حج میبستند، من دیدم یک دیوان حافظ کنار چمدانشان گذاشتهاند. یکدفعه آن را برداشتند و گفتند:
آقا سید محسن، دیوان حافظ هم با خودمان برداشتیم تا به آنجا ببریم.
آن سفری بود که با یکی دیگر از اخویهای ما و ظاهراً بهاتفاق والده رفته بودند و عدهای از دوستان همدانی و طهرانی نیز حضور داشتند. سفر در زمان شاه و در فصل زمستان بود. افرادی که همراه ایشان بودند، میگفتند: ”این کتاب حافظ در اکثر مواقف: در عرفات، مشعر، منا، مکه و مدینه در دست ایشان بود!“ چرا ما نباید اینها را بگوییم؟ چرا مردم نباید بفهمند؟ چرا مردم باید فقط به خودشان مشغول باشند و
- الکافی، ج ٤، ص ٢٥٦.
