اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

144
  • متوجه می‌شود که صدای آواز بسیار عجیبی می‌آید و به‌سمت آن صدا به بیرون کشیده می‌شود؛ از خیمۀ خود بیرون آمده و به‌سمت آن صدا حرکت می‌کند. وقتی به آنجا می‌رسد، می‌بیند دمِ جبل‌الرّحمه جوانی نشسته و از همین اشعار حافظ می‌خواند. هنگامی که به نزدیک آن صدا رسید، شنید که این شعر را می‌خواند:

  • صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را***که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را1
  • وقتی نزدیک‌تر شد، دید جوان دیگر نمی‌خواند؛ جلوتر رفت و فهمید که صفا کرده و فوت کرده است.

  • نمونه‌هایی از احتیاط‌های افراطی در ادای مناسک حج

  • [درست در مقابل این دیدگاه و عملکرد] یکی از آقایان معروف طهران، دمِ مستجار نشسته بود. یکی از رفقا که او را می‌شناخت، از او می‌پرسد: ”چه‌کار کنیم که حجّمان بهتر و بیشتر مقبول شود؟“ آن آقا در پاسخ می‌گوید:

  • سعی کنید عباراتی را که در حج آمده است، صحیح اَدا و تلفظ کنید!

  • مثلاً ضاء ”إلَهی رضًی“ را قشنگ بگویید. جدی می‌گویم و شوخی نمی‌کنم! این شخص از افراد بسیار معروف و معلم اخلاق است. آن یکی چه می‌گوید و این یکی چه می‌گوید. و یا شخص دیگری می‌گفت:

  • مواظب باشید به شما تنه نزنند؛ اگر تنه زدند، همان‌جا را دقیقاً علامت بزنید و از باب مقدمۀ علمیه، آنگاه به عقب بازگردید و احتیاطاً یک وجب هم عقب‌تر باشد تا طواف درست اَدا شود و دوباره طواف کنید. لذا مواظب باشید کسی به شما تنه نزند و شما را هُل ندهد؛ اگر هل دادند و سر یا کتفتان برگشت، کار شما تمام است و دیگر هیچ!

  • آخر این چه طوافی شد؟!

  • ما داشتیم نماز طواف می‌خواندیم و هنوز نوبت طواف نساء نرسیده بود. یک حاجی آمد و گفت: ”حاج‌آقا شما ایرانی هستید؟“ گفتم: بله، این‌طور می‌گویند.

    1. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٤.
/ 0