نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
148مرحوم شیخ صدوق در عیون الأخبار روایت میکند از سعد بن سعد از امام ابوالحسن علی بن موسی الرّضا علیهما السّلام؛ سعد میگوید:
با امام رضا علیه السّلام مشغول طواف بودم تا جایی که به مقابل رکن یمانی رسیدیم؛ حضرت ایستاد و دستش را بهطرف آسمان بلند کرد و عرضه داشت: ”ای پروردگار! ای کسی که عافیت بهدست توست، و بهوجود آورندۀ عافیت هستی، و عطا کنندۀ عافیت میباشی، و نعمت عافیت را به بندگانت ارزانی میداری، و بر بندگانت منّت میگذاری بهواسطۀ عافیت بر آنها؛ و ای کسی که به لطف خود عافیت را بر من و بر جمیع مخلوقاتت کرامت میبخشی. ای پروردگار رحمان در دنیا و آخرت و رحیم در دنیا و آخرت (انعام عام و خاص در هر دو نشئه)، بر محمد و آلمحمد درود بفرست و نصیب ما عافیت بفرما، و آن را دوام بخش، و تمام و مُنتهای عافیت را بر ما ارزانی بدار، و شکر بر عافیت را در دنیا و آخرت روزی ما بگردان؛ ای رحمکنندهترین رحمکنندگان.“
دعای مأثور بین رکن یمانی و حجرالأسود
و کذلک مرحوم کلینی با سند متصل خود از عبداللَه بن سنان از امام صادق علیه السّلام روایت میکند که فرمود:
یُستَحَبُّ أن تَقولَ بَینَ الرُّکنِ و الحَجَرِ: اللَهمّ آتِنا فی الدّنیا حَسَنَةً و فی الآخِرَةِ حَسَنَةً و قِنا عَذابَ النّارِ. و قالَ: إنّ مَلَکًا موَکَّلًا یقولُ: آمین!1
”مستحب است که حاجی در هنگام طواف بین رکن یمانی و حجرالأسود بگوید: خدایا در دنیا به ما نیکی عطا فرما و در آخرت نیز نیکی عطا فرما، و ما را از عذاب آتش حفظ فرما. بعد حضرت فرمودند: ملکی از ملائکۀ پروردگار میگوید: آمین!“
و روایات عدیدۀ دیگری نیز حاکی است که شخص طائف مستحب است زبان او به ذکر اذکار خصوصاً صلوات بر محمد و آلمحمد و ادعیۀ مأثوره مترنّم باشد و توجه او به معانی اذکار و ادعیه متمرکز گردد.2
- الکافی، ج ٤، ص ٤٠٨.
- رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ١٣، ص ٣٣٣ ـ ٣٣٧.
