نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
153ببینید، ما آمدهایم این مسئله و قضیۀ به این مهمی را فقط در کیفیت کلمات و تعابیر و توجه به شانهها و پرداختن به حرکات ظاهر و غفلت کردن از همۀ آنچه خداوند در این قضیه برای ما تعیین و بیان کرده است، خلاصه کردهایم.»1
لزوم ادراک حقیقت باطنی مناسک حج و بیان نمونههایی از آن
«وقتی انسان بهسوی حج حرکت میکند، باید بداند که صرفاً به اعمالی ظاهری نمیپردازد؛ بلکه تمام این اعمال ظاهری، از رفتن به عرفات و مِنا و مشعر، باطنی در پسِ خود دارند و حاجی باید این را بفهمد و آن حالت روحانی را احساس نماید.
برای مثال، در سنگزدن باید این حالت را داشته باشد که سنگ میزند تا در بازگشت دیگر شیطان به او مراجعه نکند. یا وقتی طواف میکند، باید بداند که مسیر حیات خود را از اینپس بر چه اساسی قرار میدهد؛ این، مسئلۀ مهمی است. یا هنگامی که سعی میکند، باید بداند که در تبعیت از حضرت هاجر سلام اللَه علیها بهدنبال آب حیات میگردد؛ و نباید اینگونه باشد که پس از بازگشت، اینها را فراموش کند. تکتک این اعمال و مواقف، حال خاص خود را دارند.»2
نقد تقلیل حج به اسقاط تکلیف ظاهری
«لذا آن، چه شناختی است که وقتی از شخصی که برای انجام فریضۀ حج به مکه میرود، سؤال میکنیم: حال و وضعیت شما چطور است؟ میگوید: ”إنشاءاللَه این سختیها دو سه روز دیگر تمام میشود و پیش زن و بچهمان بر میگردیم!“ آیا این شناخت و میزان معرفت، با آن شناختی که امام حسن علیه السّلام بیستوپنج بار به حج میرود که بیشتر آنها هم با پای پیاده بوده است،3 یکی است؟ بهنظر میرسد این مسئله از قضایایی است که ”قیاساتُها مَعَها“ است.4
- سایت مکتب وحی، سخنرانی، مبانی اسلام، احکام و اسرار حج، مجلس ٣. (آیةاللَه طهرانی)
- همان، مجلس ٢. (آیةاللَه طهرانی)
- مناقب آلأبیطالب علیهم السّلام، ج ٤، ص ١٤.
- به قضایای فطری که به صرف تصور طرفَین آنها، جزم به صدقشان حاصل میکنیم، «قَضایا قیاساتُها مَعَها» گویند؛ و آن را در موردی گویند که احتیاج به استدلال و آوردن دلیل و برهان نباشد. مثل قضیۀ «عدد چهار، زوج است» که قضیهای فطری است، زیرا حکم ما به صدق آن مستند به این قیاس است: «چهار به دو امرِ مساوی بخشپذیر است، و هر عددی که به دو مساوی بخشپذیر باشد زوج است، پس چهار زوج است.» (محقق)
