نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
166کاش نمیریختید.
چون این لباس با صندلی و همۀ این چیزهایی که خیس شده، تماس پیدا کرده است!
غفلت از باطن با اهتمام افراطی به ظواهر
طبعاً این کارها همه روی حساب بود؛ هم شوخی بود و هم سر کیف بودند. اینها چه بساطی است؟! ما وظیفه داریم غسل کنیم، لباس بپوشیم و بیاییم؛ اما اینگونه رعایت و تحفظ بر ظاهر، انسان را از باطن میگیرد.
شما در تمام این طوافی که الآن انجام میدهی، دلت به چه خوش است؟ به اینکه الآن لباسم طاهر است. تمام شد! گیر دقیقاً همین است. آیا اینطور نیست؟ یا نمازی که میخوانی، میگویی: این نمازم با نمازهای دیگر فرق میکند و نمازم اینگونه است. تمام شد!
خداوند در اینجا میفرماید: تو در تمام این حرفهایت به چه توجه داشتی؟ به لباس و طهارتی که کسب کردی؛ درحالیکه باید فقط در این طواف به من فکر کنی و همهچیز را کنار بگذاری و اصلاً در این طواف نباید لباس، غسلی که کردی و این مسائل را ببینی.
البته انسان ابتدائاً کارهایی را انجام میدهد؛ اگر جایی نجس بود، آن را طاهر میکند و کسب طهارت مینماید یا لباس طاهر میپوشد؛ اما نهاینکه بخواهد تمام فکرش را صرف آن کند و بعد هم بیاید برای دیگران تعریف کند! همینکه آمده و تعریف کرده، معلوم میشود که این قضایا در دلش جا باز کرده بوده؛ وإلاّ تعریف نمیکرد. پس معلوم میشود که غیر از توجه به پروردگار، یک سهمی هم برای لباس کنار گذاشته و حصّۀ آن را در اینجا مورد نظر قرار داده است. اینها نکات بسیاری دارد و انسان باید به این مسائل توجه کند.
خلاصه، مرحوم آقا میفرمودند: ”ما این آب را روی ایشان ریختیم و دیگر درست شد!“ چون بندهخدا مجبور شد و دیگر نمیتوانست برود لباسش را عوض کند.
نقش ولیّ خدا در عبور دادن سالک از عقبهها
اینها همه، حرکاتِ عبور دادن است؛ حرکاتی است که ولیّ خدا یا رفیقی که مؤیَّد به ولیّ خداست، میآید و انسان را عبور میدهد. حرکاتِ عبوردهندۀ سلوکی
