نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
169شما نگفت که دیگر غیر از او چیزی نبینید؟! چرا به شما نگفت که افکارتان را بهجای اینکه متوجه تأثیر و تأثّرات ظاهری در اعمال و عبادات کنید، به او توجه کنید و دیگر اصلاً [به غیر او] نگاه نکنید؟! چرا شما را به این امر نکرد؟!“1
دعوت ائمه به مقام عبودیت
ببینید! این مقام، مقام عبودیت است. امام صادق علیه السّلام میخواهد انسان را به این مقام ببرد. اینکه حضرت میفرمایند:
باید همۀ اشتغال عبد منحصر [به اطاعت از خدا] باشد.2
یعنی دیگر از خود بیرون بیاید و بدی و خوبی را در اعمال نبیند؛ بلکه بگوید: او گفته است، پس انجام میدهم. او گفته است، پس این کار را میکنم. نهاینکه بگوید: این کار چه اثری دارد؟ آن را انجام میدهم تا فلان اثر را داشته باشد! که اگر آن اثر را ندید، در مقام اعتراض بربیاید که: چه شد؟ پس چرا اینطور نشد؟
عبودیت یعنی عمل برای «او» نه برای وصول و نتیجه
عبد، آن عبدی است که در مقام اطاعت، دیگر خود را نبیند و حتی نگوید که این عمل برای رسیدن به او است. بهقول خواجه حافظ که در اینجا خیلی عالی میفرماید:
ولی تو تا لب معشوق و جام مِی خواهی *** طمع مدار که کار دگر توانی کرد3 بله، انسان باید برای رسیدن به او اهتمام داشته باشد؛ اما این مسئله مرتبهای دارد و از آن مرتبه به بعد، دیگر این خواست باید کنار برود.
اگر بگوید: عمل را انجام میدهم تا از آنجا جاذبههای الهی و بارقهها بیاید؛ پس عمل برای آن شد. اگر بگوید: بلند میشوم این کار را انجام میدهم تا حالم خوب بشود؛ پس برای حال انجام دادی. اگر بگوید: به حج میروم تا وضعم دگرگون
- رجوع شود به روح مجرّد، ص ١٤٢ ـ ١٤٦.
- اشاره به این فقره از روایت عنوان بصری، منقول از امام صادق علیه السّلام:
و جُملَةُ اشتِغالِهِ فیما أمَرَهُ تَعالیٰ بِهِ و نَهاهُ عَنهُ؛* ”و تمام مشغولیات عبد در آن منحصر شود که خداوند او را بدان امر نموده است و یا از آن نهی فرموده است.“» (محقق)
* بحار الأنوار، ج ١، ص ٢٢٥. - دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ١٤٣.
