نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
170بشود؛ پس برای وضع رفتی، بنابراین تو حج انجام ندادی!
تا زمانی که تو لب معشوق و وصل و جام او و استفادۀ از آن شرابهای معنوی را برای خودت میخواهی، ”طمع مدار که کار دگر توانی کرد“ نه؛ به آن جایی که بزرگان رفتند، نمیرسی!
مراتب عبودیت؛ از نگاه به افعال تا سلب کامل آن از نفس
باید از خود بیرون بیایی؛ باید دیگر در خود چیزی را نبینی و احساس نکنی. آن مقام عبودیت که در تو پیدا شد، آنوقت، آن زمانی است که مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ میفرمودند:
انسان به جایی میرسد که میبیند همۀ کارهایی را که انجام داده است، همه را از خودش سلب کرده است.
ابتدا نظرِ به افعال داشت؛ بعد در همان مرتبۀ عملِ عوام، آن نظر را برداشت؛ سپس تسلیم پروردگار شد و جلو آمد. بعد به جایی میرسد که میخواهد دیگر خودش را کنار بگذارد و از خودش بگذرد ـ چون همۀ اینها برای رسیدن به وصل است؛ یعنی میگوید: خدایا، عمل را انجام میدهم تا به تو نزدیک بشوم ـ اما به آن مرتبه که میرسد، میبیند دیگر این کار، کار او نیست! اینجا مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ میفرمودند:
اینجا کار، کار امیرالمؤمنین علیه السّلام است که میآید و با آن اکسیری که دارد [کار را تمام میکند]!
در زیارت آن حضرت داریم: ”شهادت میدهم که تو اکسیر اعظم هستی!“1
- المزار، شهید اول، ص ٤٦:
«السّلامُ علیٰ أبِیالأئمّةِ و خَلیلِ النُّبُوّةِ المَخصوصِ بِالأُخُوّةِ، السّلامُ علیٰ یَعسوبِ الدّینِ و الإیمانِ و کَلِمةِ الرّحمٰنِ، السّلامُ علیٰ میزانِ الأعمالِ و مُقَلِّبِ الأحوالِ و سَیفِ ذِیالجَلالِ و ساقِی السَّلسَبیلِ الزُّلالِ، السّلامُ علیٰ صالِحِ المُؤمِنینَ و وارِثِ عِلمِ النّبیّینَ و الحاکِمِ یومَ الدّینِ، السّلامُ علیٰ شَجَرةِ التَّقویٰ و سامِعِ السّرِّ و النَّجویٰ، السّلامُ علیٰ حُجّةِ اللَهِ البالِغَةِ و نِعمَتِهِ السّابِغَةِ و نِقمَتِهِ الدّامِغَةِ، السّلامُ عَلَی الصّراطِ الواضِحِ و النَّجمِ اللّائِحِ و الإمامِ النّاصِحِ و الزِّنادِ القادِحِ و رَحمةُ اللَهِ و بَرَکاتُه.» ترجمه:
«سلام بر پدر ائمه، و دوست خالص نبوّت، آنکه به برادری با پیامبر مخصوص گشت. سلام بر پادشاه و پیشوای دین و ایمان، و کلمۀ خداوند رحمان. سلام بر ترازوی اعمال، و دگرگونکنندۀ احوال، و شمشیر خداوند صاحب جلال، و ساقی چشمۀ سلسبیلِ گوارا. سلام بر شایستهترین مؤمنان، و وارث دانش پیامبران، و حاکم روز جزا. سلام بر درخت تقوا، و شنوندۀ راز و نجوای پنهان. سلام بر حجّت رسای خداوند، و نعمت فراگیر او، و عذاب کوبندۀ او. سلام بر راهِ روشن، و ستارۀ درخشان، و امامِ خیرخواه، و آتشزنۀ فروزنده؛ و رحمت و برکات خداوند بر او باد.»
- المزار، شهید اول، ص ٤٦:
