اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

170
  • بشود؛ پس برای وضع رفتی، بنابراین تو حج انجام ندادی!

  • تا زمانی که تو لب معشوق و وصل و جام او و استفادۀ از آن شراب‌های معنوی را برای خودت می‌خواهی، ”طمع مدار که کار دگر توانی کرد“ نه؛ به آن جایی که بزرگان رفتند، نمی‌رسی!

  • مراتب عبودیت؛ از نگاه به افعال تا سلب کامل آن از نفس

  • باید از خود بیرون بیایی؛ باید دیگر در خود چیزی را نبینی و احساس نکنی. آن مقام عبودیت که در تو پیدا شد، آن‌وقت، آن زمانی است که مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ می‌فرمودند:

  • انسان به جایی می‌رسد که می‌بیند همۀ کارهایی را که انجام داده است، همه را از خودش سلب کرده است.

  • ابتدا نظرِ به افعال داشت؛ بعد در همان مرتبۀ عملِ عوام، آن نظر را برداشت؛ سپس تسلیم پروردگار شد و جلو آمد. بعد به جایی می‌رسد که می‌خواهد دیگر خودش را کنار بگذارد و از خودش بگذرد ـ چون همۀ اینها برای رسیدن به وصل است؛ یعنی می‌گوید: خدایا، عمل را انجام می‌دهم تا به تو نزدیک بشوم ـ اما به آن مرتبه که می‌رسد، می‌بیند دیگر این کار، کار او نیست! اینجا مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ می‌فرمودند:

  • اینجا کار، کار امیرالمؤمنین علیه السّلام است که می‌آید و با آن اکسیری که دارد [کار را تمام می‌کند]!

  • در زیارت آن حضرت داریم: ”شهادت می‌دهم که تو اکسیر اعظم هستی!“1

    1. المزار، شهید اول، ص ٤٦:
      «السّلامُ علیٰ أبِی‌الأئمّةِ و خَلیلِ النُّبُوّةِ المَخصوصِ بِالأُخُوّةِ، السّلامُ علیٰ یَعسوبِ الدّینِ و الإیمانِ و کَلِمةِ الرّحمٰنِ، السّلامُ علیٰ میزانِ الأعمالِ و مُقَلِّبِ الأحوالِ و سَیفِ ذِی‌الجَلالِ و ساقِی السَّلسَبیلِ الزُّلالِ، السّلامُ علیٰ صالِحِ المُؤمِنینَ و وارِثِ عِلمِ النّبیّینَ و الحاکِمِ یومَ الدّینِ، السّلامُ علیٰ شَجَرةِ التَّقویٰ و سامِعِ السّرِّ و النَّجویٰ، السّلامُ علیٰ حُجّةِ اللَهِ البالِغَةِ و نِعمَتِهِ السّابِغَةِ و نِقمَتِهِ الدّامِغَةِ،  السّلامُ عَلَی الصّراطِ الواضِحِ و النَّجمِ اللّائِحِ و الإمامِ النّاصِحِ و الزِّنادِ القادِحِ و رَحمةُ اللَهِ و بَرَکاتُه.» ترجمه:
      «سلام بر پدر ائمه، و دوست خالص نبوّت، آن‌که به برادری با پیامبر مخصوص گشت. سلام بر پادشاه و پیشوای دین و ایمان، و کلمۀ خداوند رحمان. سلام بر ترازوی اعمال، و دگرگون‌کنندۀ احوال، و شمشیر خداوند صاحب جلال، و ساقی چشمۀ سلسبیلِ گوارا. سلام بر شایسته‌ترین مؤمنان، و وارث دانش پیامبران، و حاکم روز جزا. سلام بر درخت تقوا، و شنوندۀ راز و نجوای پنهان. سلام بر حجّت رسای خداوند، و نعمت فراگیر او، و عذاب کوبندۀ او. سلام بر راهِ روشن، و ستارۀ درخشان، و امامِ خیرخواه، و آتش‌زنۀ فروزنده؛ و رحمت و برکات خداوند بر او باد.»
/ 15