اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

176
  • و تعلق به آینده خارج شده و خود را بیرون کرده است.

  • حریّت یعنی رهایی از بندگیِ وعده‌های آینده

  • آدم حرّ کیست؟ کسی است که به هیچ چیز تعلق ندارد؛ مثلاً در آینده چه وعده‌ای به او داده می‌شود؟ یا فردا می‌خواهند به او چه بدهند؟ یا فردا چه عذابی در انتظار اوست؟ یا فردا چه بهشتی در انتظار اوست؟ او این‌طور نیست که بخواهد خود را در این مدت در غُل قرار داده و دست‌وپای خود را نسبت به آینده بسته ببیند. چه‌بسا اتفاق افتاد و فردایی هم نیامد!

  • این مسئله بسیار عجیب است که امیرالمؤمنین علیه السّلام در اینجا چگونه نفسِ موقعیت فعلی را برای انسان توضیح می‌دهند؛ که عبادتی را که می‌خواهی ”به‌خاطر“ بهشت انجام بدهی، یعنی تو بندۀ بهشت هستی! دست‌وپایت بسته است، چشم امید به آینده داری و خدا را در اینجا کنار گذاشته‌ای!

  • گرچه الآن به‌ظاهر برای خدا عبادت می‌کنی، یا به‌ظاهر جلوی صاحب‌کار تعظیم می‌کنی و برای او بالا و پایین می‌شوی و می‌گویی: آقا، ما در خدمتتان هستیم و هرچه امر بفرمایید انجام می‌دهیم! اما در باطن، این کارها برای وعدۀ سر ماه است.

  • چرا دروغ می‌گویی که در خدمتتان هستیم؟! اگر صاحب‌کار بگوید: آقا، این ماه از حقوقت خبری نیست، فردا می‌گویی: ای داد، دلم درد گرفت؛ آقا ببخشید، امروز نتوانستم سر کار بیایم! پس چرا دروغ می‌گویی؟! مگر نمی‌گفتی در خدمتتان هستیم؟!

  • تو در خدمت پول سر ماه هستی؛ منتها این مسئله را این‌گونه بیان می‌کنی و می‌گویی: ما در خدمتتان هستیم؛ هرچه امر بفرمایید؛ قابل ندارد قربان! بنده در خدمتتان هستم. آن هم به تو می‌گوید: اختیار دارید آقا، اینجا اصلاً متعلق به شماست. هر دو دارید به هم دروغ می‌گویید! هم آن به این دروغ می‌گوید و هم این به آن؛ یکی برای پول سر ماه این حرف را می‌زند، و آن دیگری هم برای اینکه کارش متوقف

/ 177