نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
179و عقرب و جهنم، او را گیر نینداخته است. فقط آنچه او را گیر انداخته، وصال محبوب است؛ همین! فقط بندۀ این است و بس؛ اینکه به وصل محبوبش برسد؛ تمام شد. بهشت چیست؟! جهنم چیست؟! آن مطالب کجاست؟ آن مسائل کجاست؟
عدم تنزّل اولیای الهی از مقام ذات در گفتار و رفتار
من در این مدتی که در خدمت بزرگان بودم، یک بار در عمرم نشنیدم که در مجالسشان از نعمتها و آثار ظاهریۀ جمال و جلال الهی صحبت کنند. فقط صحبت از ”او“ بود، از خود او بود، از لطف او بود، از رحمت او بود، از بخشش او بود. صحبت از امید بود، نه از ترس، فقط از امید.
لطف الهی بکند کار خویش *** نکته سربسته چه گویم، خموش1 فقط از امید بود، فقط از لطف بود. این مسائل نبود که در بهشت چیست، مسائل بهشت چیست، طبقات بهشت چیست، در هر طبقه چه مسائلی هست، چه آثاری هست؛ اینها اصلاً در صحبتها و گفتار و ارتباطات و تصرفات خودشان، از آن مقام ذات، تنزّل نمیکردند.»2
تبیین اقسام سهگانۀ عبادت و روایاتی در این باب
«باید دانست که عبادت بر سه قسم ممکن است واقع شود:
اول: بهجهت میل و طمع به بهشت؛
دوم: بهجهت ترس از دوزخ؛
سوم: بهجهت محبت به خداوند، تقرّبًا إلَیه و ابتغاءً لِوَجهِه؛3 نه بهجهت طمع و نه بهجهت ترس. و سالکین إلیاللَه که مقصدشان وصول به ولایت و محض عبودیت است حتماً باید عبادات بلکه تمام کارهای خود را بهجهت سوم که عشق و
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٢٨٤:
لطف الهی بکند کار خویش *** مژدۀ رحمت برساند سروش ... *** ... لطف خدا بیشتر از جرم ماست *** نکتۀ سربسته چه دانی، خموش - سایت مکتب وحی، سخنرانی، ابوحمزۀ ثمالی، سال ١٤٣٢ ه.ق، مجلس ١٠. (آیةاللَه طهرانی)
- ترجمه: «برای تقرب به او و برای طلب رضایتش.» (محقق)
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٢٨٤:
