اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

190
  • کشورهای دیگر رفته‌ایم تا جنس بیاوریم و تجارت و خرید کنیم، یا به‌خاطر تفریح و تفرج و کسب علم و... بالأخره از زن و فرزند فاصله گرفته و دور شده‌ایم؛ اما اینها را هیچ به‌حساب خدا نمی‌گذاریم و نمی‌گوییم: خدایا، ما به ژاپن رفتیم تا فلان جنس را بیاوریم و از زن و فرزند دور شدیم؛ خدایا ببخشید، چاره نداریم!

  • درحالی‌که خدا می‌گوید: اصلاً نرو! در همان‌جا بمان و به همان لقمۀ نان اکتفا کن؛ لازم نیست بروی آنجا تجارت کنی. خودمان یک‌چیزمان می‌شود، لذا آن را به‌حساب نمی‌آوریم؛ اما الآن که به مکه می‌آییم، این را به‌حساب می‌آوریم!

  • آنجا که خودمان دلمان می‌خواهد به کشور دیگری برویم تا فلان دستگاه را وارد کنیم یا فلان جنس را بیاوریم، آنها را هیچ به آن حساب نمی‌آوریم که: خدایا...؛ چون خدا می‌داند که آن را دیگر به‌خاطر او انجام ندادیم، بلکه به‌خاطر پول درآوردن خودت انجام دادی. پس می‌گوید: به‌حساب ما نگذار. پس چرا ما آنجا خدا را به‌حساب نیاوردیم؟

  • بعد فرمودند:

  • اینکه می‌گوییم خرج کرده‌ایم؛ باید پرسید چه خرج‌هایی در زندگی کرده‌ایم که اصلاً ضروری هم نبوده است؟ این‌همه مخارج، این‌همه مسائل که برای ما اتفاق می‌افتد؛ اگر بخواهید خرج یک حج را با آنها مقایسه کنید، اصلاً یک‌صدم آنها هم به‌حساب نمی‌آید، و همین‌طور راجع به کیفیت زندگی و امثال آن. اکنون چه شده است که وقتی نوبت آمدن به مکه می‌شود، تمام اینها را لیست می‌کنیم: خدایا از زن و فرزندمان جدا شدیم؛ خدایا از شهر و دیارمان جدا شدیم؛ خدایا از اجتماعمان جدا شدیم؛ خدایا درِ مغازه و دفترمان را بستیم ـ و البته خیلی‌ها هم نبسته‌اند و شاگرد دارند و کارشان انجام می‌شود ـ؛ خدایا این مقدار خرج کردیم و الآن داریم برای تو صرف می‌کنیم.

  • خدا می‌خندد و می‌گوید: تو صد برابرش را جای دیگر صرف کردی اما به‌حساب ما نگذاشتی، ولی الآن که دوزار برای مکه خرج کرده‌ای، می‌گویی خدایا ما خرج کرده‌ایم و از زن و فرزند دور شده‌ایم و چه‌ها کرده‌ایم؟!

  • مرحوم آقا بیست دقیقه تا نیم ساعت صحبت کردند و همه خلع سلاح شدند و

/ 308