نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
192است که: یک ماه از آن فضا بیرون بیا، یک ماه بیا و چیزهای دیگر را ببین. یک عمر در مغازه و فلان خیابان و بالای شهر و پایین شهر، درگیر افراد مختلف، دفتر و دَستک، حسابوکتاب، بانک، چک و سفته بودی؛ اکنون یک ماه از این فضا خارج شو و ببین چه میبینی. یک ماه از این فضا خارج شو و این پوسته و لباسی را که به تنت کردهای، بیرون بینداز و لباس دیگر را بپوش؛ و یک ماه از آنچه دور خودت از هواها و تصورات و توهمات قرار دادهای، خارج شو، نمیمیری! مطمئن باش که صحیح و سالم به شهر و دیارت برمیگردی.
تفاوت حال انسان در مواقف حج با اماکن دیگر
بلند شو و بیا ببین اینجا چه خبر است؛ یک نگاه به کعبه بکن، آنوقت ببین با خیابانها و آسمانخراشهای طهران فرق میکند یا نه؟ تفاوتی دارد یا نه؟! یک نگاه به آن دو کوه صفا و مروه بکن، آنوقت ببین با آن پارکهایی که صبح و شب در آنها قدم میزدی و ورزش میکردی، تفاوت دارد یا نه؟! یک نگاه به صحرا و کوه عرفات و شب مشعر بکن، آنوقت بگو با آن شبهایی که ماشین برمیداشتی و در خیابانهای بالای طهران میگشتی، فرق دارد یا نه؟! یک نگاه به آن فضای منا بکن، آنوقت ببین با آن گردشهای شمال و دریای مازندران، متفاوت است یا نه؟ ببین چه فرقی مشاهده میکنی و فرقش کجاست؟ حسی را که اینجا داری، با حسی که در آنجا داشتی مقایسه کن؛ ببین چه اختلاف و امتیازی در این دو حس برایت پیدا میشود. باشد که با این احساس، تکانی بخوری؛ باشد که چیزی نصیبت شود و حرکتی بکنی و همواره در آن فضای پارک و بالای طهران و شمال و جنوب باقی نمانی. بیا اینجا را هم ببین؛ کوه عرفات و صحرای مشعر را هم ببین؛ رمی جمرات و سنگ زدن به شیطان را هم ببین؛ شب مشعر و شبهای بیتوته در منا را هم ببین؛ ممکن است اینجا چیزهای دیگری باشد که از آن خبر نداری.
فقر محض بنده و غنای مطلق پروردگار
بعد ایشان فرمودند:
رفقا، پس ما چه کاری کرده و چه رنج و مسئلهای را تحمل کردهایم؟! چه تعلقی در اینجا گرفته شده که بخواهیم آن را بهحساب بیاوریم؟! هیچ! دستمان خالی و صفر است و هیچ عوَضی در اینجا نداریم تا بخواهیم از خدا
