نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
197مقایسۀ آسایش حج امروزه با مشقتهای حج در گذشته
حال من از شما سؤالی میکنم: شما را با هواپیما در عرض دو ساعت به آنجا بردند، در بهترین مکانها اسکان دادند، بهترین پذیرایی را از شما کردند و بازگشتید؛ آیا شما خبر دارید که در سابق، و حتی همین صد سال پیش، مردمی که به حج میرفتند، وصیتنامه مینوشتند؟ نیمی از اینهایی که میرفتند، بازنمیگشتند! یک سفر رفت و برگشت به آنجا شش ماه طول میکشید. به انواع مرضها، سِل، وبا و بیماریهای غیر قابل علاج مبتلا میشدند؛ دزدان سرِ گردنه، آنان را گردن میزدند و اموالشان را به غارت میبردند؛ لذا در تمام یک محله، بهسختی یک حاجی پیدا میشد. آنان اینگونه حج انجام میدادند.
امام مجتبی علیه السّلام بیستوپنج مرتبه سفر حج انجام دادند و اغلب این سفرها از مدینه تا مکه با پای پیاده بود؛ با اینکه شترها و مَرکبهای حضرت، جلوی ایشان حرکت میکردند؛1 نهاینکه نداشتند! نود فرسخ بین مکه و مدینه فاصله است و بیابان آنجا که مانند زمین سبز و چمنزار شمال نیست. چه منازل ناهموار و چه موقعیتهای طاقتفرسایی وجود داشته است. آنان اینگونه حج را انجام میدادند، نه مانند ما! بنابراین، اگر قرار باشد سؤالی بشود که: چه کردیم؟ آنها باید این را بپرسند؛ ما کجایِ مسئله و کجای قضایا قرار داریم که اصلاً تصور این قضیه در ذهن ما خطور کند؟!
لزوم توجه دائمی به قصور نفس و هیچ دانستن خود
همیشه باید به قصور خود توجه کنیم. انسان باید همیشه خود را قاصر ببیند و خود را هیچ بداند؛ نه فقط در حج، بلکه حتی در همینجا! در ارتباط با دیگران نباید برای خود حسابی باز کند؛ همیشه باید خود را خادم همه بداند؛ واقعاً باید بداند. اگر ما بهاندازۀ سرِ سوزنی در نفسمان نسبت به دیگران احساس برتری کنیم، در همانجا با مغز به زمین خوردهایم؛ اگر بهاندازۀ سرِ سوزنی احساس کنیم که مورد توجه هستیم، همانجا نقطۀ سقوط ماست و نقطۀ أنانیت و فرعونیت ما در همانجا قرار
- مناقب آلأبیطالب علیهم السّلام، ج ٤، ص ١٤.
