نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
198دارد. بهترین سالک و بهترین عبد، کسی است که واقعاً خود را از همه کمتر بداند و عملاً خود را از همه کمتر نشان بدهد.
سیرۀ عملی سالکین در سفر زیارتی
در همین سفری که ما به کربلا مشرّف شده بودیم، طبعاً حساب دوستان ما با بقیه فرق میکرد. مردم را میدیدید که موقع حرکت، سینهزنی و نوحهخوانی میکردند و میگفتند: حسین جان، ما داریم میآییم و چنین و چنان میکنیم؛ اما در آنجا برای نشستن روی صندلی به هم فحش میدادند! ما با خود گفتیم: نه آن سینهزدنتان، نه این رفتارتان! اما رفقا ـ ما که هیچ بودیم ـ این بندگان خدا میایستادند و وقتی همۀ آن مردم تا نفر آخر سوار اتوبوس میشدند، آنگاه نوبت ما میشد.
به رفقا گفته بودم: هیچکس راجع به صندلی اصلاً حرفی نزند، هر وقت دیدید کسی روی صندلی شما نشسته است، اگر ممکن است بلند شوید و به عقب بیایید. یا موقع غذا که میشد، این بندگان خدا آخرین نفری بودند که وارد مَطعم و محل صرف غذا میشدند و اولین نفری بودند که بیرون میآمدند. همچنین راجع به مسائل دیگر نیز همینطور بودند؛ بهطوریکه خود مأمورین عراقی از همه بیشتر به اینها رسیدگی میکردند و میگفتند: این رفتاری که ما از شما میبینیم، با آنچه از دیگران میبینیم، بسیار متفاوت است.
یعنی وقتی این بندگان خدا میگفتند: ما برای زیارت آمدهایم؛ درست میگفتند. در هرجا به آنها اطاق میدادند، اعتراضی نمیکردند؛ وضع اطاقها هر طور بود، سخنی نمیگفتند؛ غذا هر طور بود، حرفی نمیزدند؛ اتوبوس هر طور بود، گلایهای نمیکردند.
لزوم تواضع واقعی و اثر آن در شئون نفس
انسان باید اینطور باشد و اینقسم خود را متواضع ببیند؛ واقعاً باید ببیند. اگر اینطور باشد، این مسئله در همۀ شئون نفس نفوذ میکند و در همۀ کارها و افعال انسان خودش را نشان میدهد و واقعاً انسان، آن خواهد شد که ”او“ میخواهد. اما اگر اینگونه نباشد، و بهجای آن، آمدیم و برای خودمان حساب باز کردیم که: ”آن کار من خوب بود، پس باید خوشم بیاید!“ یا ”این کار را من خوب انجام دادم،
