اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

199
  • الحمدللّه!“ یا ”بالأخره یک زیارت با حال انجام دادیم، الحمدللّه!“ اینها مسائلی است که نفس، آنها را خوش می‌پندارد و به همان دل‌خوش می‌شود. درحالی‌که چه کسی می‌تواند بگوید که ما قابل هستیم؟ چه کسی می‌تواند بگوید که ما چنین هستیم؟!

  • نقد عرضه کردن عمل به درگاه الهی و حکایتی در این باب

  • من در همان سفری که حدود سه سال پیش [به حج] مشرّف شده بودم، یک روز یکی از بزرگان و اساتید خودمان را ـ که فردی است بسیار متهجد و اهل مراقبه ـ در کنار قبرستان دیدم. ایشان ما را به منزلشان بردند. در آنجا صحبتی شد و آن شخص می‌خواست به‌نوعی از خود تعریف کند؛ البته از یک منظر می‌خواست بگوید که ما کاری انجام نداده‌ایم و معلوم نیست تمام این کارهای ما برای خدا باشد یا نه، ولی در همان موردی هم که می‌خواست تعریف کند، اشکال و تأمل وجود داشت. مطلبی که ایشان گفتند این بود:

  • من وقتی به مکه رفتم، گفتم: خدایا، من در همۀ عمرم فقط یک کار برای تو انجام دادم و آن اینکه شش ماه متوالی را شب تا به صبح برای تو بیدار بودم و صبح را تا به شب برای تو روزه گرفتم. من در همۀ عمرم این کار را برای تو انجام دادم.

  • من خنده‌ای کردم و گفتم:

  • آقای فلان، ما این کار را هم انجام نداده‌ایم! پس خیال و پروندۀ ما صافِ صاف است و اصلاً هیچ در آن نیست تا عرضه بداریم.

  • او متوجه نشد که من چه می‌گویم و مقصود من چیست. می‌خواستم به او بگویم: این کار تو هم توفیقش از کجا آمده است که آن را به خدا عرضه می‌داری؟ اگر یک شب خداوند اراده می‌کرد که تو بخوابی، آن‌وقت می‌توانستی این حرف را بزنی؟! اگر تو در این شش ماه مریض می‌شدی، آن‌وقت می‌آمدی در اینجا افتخار کنی که: خدایا، من شش ماه چنین کردم؟ پس هم قدرتش را او داده، هم موانع را او برطرف کرده و هم توفیقش را او داده است. آن‌وقت ما بیاییم این را در قبال خدا عرضه بداریم: ”خدایا، ما شش ماه شب‌ها را تا به صبح بیدار بودیم و صبح‌ها را هم تا به شب روزه داشتیم؛ ما این کار را انجام دادیم.“ نه؛ اگر هم این عمل را انجام داده‌ای، نباید اصلاً در فکر و ذهنت بیاید که چنین کاری کرده‌ای.

/ 688