نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
206در سفری که ما در زمان سابق با عدهای از رؤسای مملکت، بهاتفاق خود محمدرضا شاه پهلوی به مکه مشرّف شدیم (ظاهراً شاه در زمان حیاتش دو سفر به حج رفته بود که در یکی از آنها، ایشان هم حضور داشتند) ما در آنجا مهمان مَلِک فیصل بودیم و از ما بسیار پذیرایی میکرد.
در روز هشتم (یا نهم) ذیالحجه، بهاتفاق شاه عربستان، عدهای از مقامات خود عربستان، رؤسای جمهور کشورهای دیگر و عدهای هم که با شاه ایران آمده بودند، وارد بیت شدیم. بعد، برای شستوشو گلاب آوردند.
ظاهراً گلاب هم از خود ایران میبرند؛ آن موقع که از ایران میبردند. در آن سفری که ما در سن هفدهسالگی با مرحوم آقا مشرّف شدیم و ایشان هم در کتاب روح مجرّد ذکری از آن سفر میآورند،1 من خودم دیدم که این شُرطهها آمدند و حجاج را کنار زدند و شاه عربستان که آن زمان فیصل بود، آمد و داخل خانۀ کعبه رفت. و ظاهراً در روز هشتم یا نهم ذیالحجه در آنجا مراسمی دارند که بسیاری از رجال هم بهاتفاق آنها میآیند و با همین گلاب، بیت را شستوشو میدهند و جارو میکنند. و هر کسی هم که به آنجا میرود، خودش نیز کاری انجام میدهد؛ یعنی همه لباسهای رسمی را درمیآورند و مشغول شستوشوی بیت میشوند و بعد هم بهعنوان تبرک، از آن آب و... بین افراد تقسیم میکنند.
بعد دکتر نصر میگفت:
اینها مشغول شستوشوی بیت شدند. ما نفهمیدیم چه شد، دیدیم کمکم حال انقلابی پیدا شد و اصلاً وضع ما عوض شد و حال دیگری پیدا کردیم؛ گویی در عالم دیگری قرار گرفتیم! و دیدیم همۀ افرادی که آنجا بودند، شروع به گریه کردند؛ حتی حال خود فیصل هم بسیار منقلب شده بود. ظاهراً توجه من به حال خودم از همه بیشتر بود و احوال دیگران را نظاره میکردم.
جالب اینجا بود که دیدم خود شاه ایران، محمدرضا پهلوی، از همۀ آن افراد منقلبتر بود و بیاختیار داد میزد و سرش را به دیوار بیت میکوبید! مدتی
- روح مجرّد، ص ٤٩٩.
