اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

207
  • به این کیفیت بود تا اینکه کم‌کم آن حال تغییر کرد و بیرون آمدیم.

  • تجلی مقام عزت و اضمحلال تعینات اعتباری در مقام توحید

  • این قضیه نشان می‌دهد که وقتی آن مقام عزت و جلال ظهور کند، دیگر زید و عَمرو نمی‌شناسد؛ یعنی همۀ این تعینات، فقط برای ما تعین است، اما آنجا این تعینات معنا ندارد و او می‌آید و همه را یک‌کاسه می‌کند. منتها مشیّت بر این است که در اینجا بر طبق مقتضای عمل و شاکلۀ افراد، مراتب ثواب و عقاب باشد؛ ولی نکته این است که تمام اینها به یَد قدرت، اراده و مشیّت اوست.

  • انسان تا وقتی در آنجا هست، از همه پست‌تر و بدبخت‌تر و گریه و ابتهالش از همه بیشتر است؛ اما بیرون که می‌آید، شاه مملکت و بیا و برو و بالا و پایین است! اما جان من، تو فردا به جایی می‌روی که دیگر بیا و برویی نیست، دیگر به‌چپ‌چپ و به‌راست‌راست در کار نیست، دیگر وزیر اعظم و نخست‌وزیر و وزیر دربار معنا ندارد؛ چرا به آن جنبۀ وحدت و غربت خودت فکر نمی‌کنی؟! چرا به این دو روزۀ دنیا فکر می‌کنی، درحالی‌که همۀ اینها تعینات است؟! لذا تمام هدف انبیا، اولیا و بزرگان بر این بوده است که ما را به آن وحدت بازگردانند تا به آن جنبۀ وحدت برسیم.

  • به امیرالمؤمنین علیه السّلام ”ابوتراب“ می‌گفتند؛ چون همین‌طور بر خاک سجده می‌کردند و اندکی خاک جمع نموده، سرشان را بر آن می‌گذاشتند و می‌خوابیدند. ”ابوتراب“ یعنی خاکی؛ وقتی ما می‌گوییم فلانی خاکی است، یعنی اصلاً تعینی ندارد و گویی با خاک محشور و مأنوس است.»1

  • حکایت مشکلات سفر یکی از حجاج پس از اظهار خودبینی

  • «خدا مرحوم حاج‌آقا معین شیرازی، پدربزرگ ما را رحمت کند. ایشان برای ما نقل می‌کردند:

  • ما یک وقتی با چند نفر از رفقا و دوستان به عراق رفته بودیم تا از آنجا برای حج به مکه برویم. طبعاً آنجا دوستان و رفقا آمدند و کارهای ما را درست کردند؛ گذرنامه‌ها را گرفتند و امور را انجام دادند و بدون‌اینکه زحمتی متقبل

    1. آموزه‌های معرفت، ج ٢، ص ١٤٨ ـ ١٥٣. (آیةاللَه طهرانی)
/ 9