نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
209گیر داشت. خلاصه، میگویند: ما نمیدانیم ایراد کجاست و هرجا را میرویم و درست میکنیم، یکدفعه ایراد دیگری در جای دیگر پیدا میشود! و آخر سر، گذرنامه را صاف بهدستش دادند و گفتند: آقا، کاری از ما برنمیآید.
بعد ایشان میگفت:
یکدفعه این فرد متوجه اشتباه و خطایش شد که: عجب! ما که اتکا بر این دوستانمان داشتیم و میگفتیم این افرادی که در اینجا با ادارات و سازمانها ارتباط دارند، یکساعته برایمان درست میکنند و با طیارۀ بعدی میرویم و شاید هم طیاره یک قدری تندتر برود و زودتر از آنها برسیم؛ اما دو شبانهروز معطل شدیم و گفتند: آقا، فایده ندارد و شما باید به ایران برگردید!
آن شخص میگفت: ”تا حالِ یأس برای من پیدا شد، گفتیم: خدایا، غلط کردم و فهمیدم گیر من از کجاست.“
خلاصه، همینکه داشت میگفت غلط کردیم، یکدفعه تلفن زنگ زد و یکی گفت: آقا، من میخواهم فردا بیایم گذرنامهات را بگیرم. فردا گذرنامه را گرفت و یک ربع هم طول نکشید، یعنی تا به اداره رفت، گفتند: آقا، این که ایراد ندارد و همهچیزش درست است. یک مهر زدند و گفتند: آقا بیا، کاری ندارد.
و ایشان قبلازظهر حرکت کرد و ما هم دوسه روز در جده مانده بودیم تا اینکه ایشان برسد.
نقد اتکا به اسباب در مسیر توحید
حکایت ابراهیم ادهم و پرهیز از انس با فرزند در طواف (ت)
همۀ ما در زندگی و ارتباطات و وضعیتمان از این قبیل مسائل داریم. خدا میخواهد نشان بدهد و بگوید: تو داری بهسمت حج و بهسمت جایگاه توحید میآیی، آخر چرا دیگران را با خودت برمیداری؟ و چرا در قلبت دیگران را گذاشتهای و میگویی: ”دیگران برای ما درست کردند، ببین کار ما را چه راحت راه انداختند!“ خدا میگوید: خیلی خب! حالا بفرمایید پایین تا بفهمی و خالص بشوی؛ وقتی درست شدی آنوقت بیا. آنجا جایی نیست که انسان غیراز خدا را راه بدهد و غیراز او را در قلب خودش داخل کند.1
- اللَه شناسی، ج ١، ص ١٢٤: ←
- اللَه شناسی، ج ١، ص ١٢٤: ←
