اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

212
  • لزوم اخلاص نیت در حج و نفی ملاحظۀ غیر

  • جمع میان حال معنوی و وظایف اجتماعی در حج (ت)

  • این امنیت در سایۀ عزّت توحید برای انسان حاصل می‌شود. باید در حرکت به‌سوی حج، این امنیت برای انسان محرز شود و انسان نیتش را خالص کند، مثلاً به‌خاطر رفیقش حج نکند؛ که چون رفیقش امسال می‌خواهد برود، او هم حجش را با او قرار بدهد. در سفر کربلا یا امام رضا علیه السّلام عیب ندارد، ولی در سفر حج فقط باید خدا را در نظر داشت.1

  • این کلماتی را که خدمتتان عرض می‌کنم، از خودم نمی‌گویم؛ اینها مطالبی است که از بزرگان شنیده‌ام. انسان نباید در سفر حج غیر از خدا را مدّ نظر قرار بدهد؛ اگر چنین کند، گرچه با آن رفیقش برود، ولی از کیسه‌اش رفته است! باید فقط‌وفقط او را در نظر بگیرد؛ حال اگر برحسب اتفاق با هم همسفر شدند، چه بهتر؛ و اگر هم نشدند، باز هم چه بهتر؛ زیرا مقصد عبارت است از همان ادراک حقیقت توحید؛ و

    1. ← ”دربارۀ چیزی از من پرسیدی که هیچ‌کس، جز آن‌که خدا خواسته، نپرسیده بود. سپس فرمودند: همانا هرکس آهنگ این خانه کند درحالی‌که بداند این همان خانه‌ای است که خدا به آن امر فرموده، و ما اهل‌بیت را آن‌گونه که حق معرفت ماست بشناسد، در دنیا و آخرت در امان خواهد بود.“» (محقق)
      • همان، ص ١٩٠:
      «عَن علیِّ بنِ عَبدِالعَزیزِ، قالَ: قُلتُ لِأبی‌عَبدِاللَهِ عَلیهِ السّلام: جُعِلتُ فِداکَ، قَولُ اللَهِ: ﴿ءَايٰتُۢ بَيِّنٰتٞ مَّقَامُ إِبۡرٰهِيمَ وَمَن دَخَلَهُۥ كَانَ ءَامِنٗا﴾٣ و قد یَدخُلُهُ المُرجِئُ و القَدَریُّ و الحَروریُّ و الزِّندیقُ الّذی لا یُؤمِنُ بِاللَهِ، قالَ: ”لا و لا کَرامَةَ.“ قُلتُ: فَمَن جُعِلتُ فِداکَ؟ قالَ: ”و مَن دَخَلَهُ و هو عارِفٌ بِحَقِّنا کَما هو عارِفٌ لَهُ، خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ و کُفِیَ هَمَّ الدّنیا و الآخِرَة.“» ترجمه:
      «از علی بن عبدالعزیز روایت شده است که گفت: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: فدایت شوم، دربارۀ این سخن خداوند که ﴿و هرکس وارد آن شود در امان است﴾ چه می‌فرمایید درحالی‌که مُرجِئه و قَدَری و حَروری و زندیق که به خدا ایمان ندارد نیز وارد آن می‌شوند؟
      امام فرمودند: ”نه، و هیچ کرامتی برایشان نیست.“
      عرض کردم: فدایت شوم، پس منظور چه کسی است؟
      امام فرمودند: ”هرکس وارد آن شود درحالی‌که به حق ما عارف باشد، همان‌گونه که به خودِ کعبه عارف است؛ چنین کسی از گناهانش خارج شده و از اندوه دنیا و آخرت کفایت می‌شود.“» (محقق)
      • تفسیر فرات الکوفی، ص ٥٧٩:
      «عَن محمّدِ بنِ الفُضَیلِ الصَّیرَفیِّ، قالَ: سَألتُ أبا الحَسَنِ موسَی بنَ جَعفرٍ عَلیهِ السّلام عن قَولِ اللَهِ [تَعالیٰ]:... فَقُلتُ: فَقَولُهُ ﴿وَهٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ﴾٤؟ قالَ: ذاکَ رسولُ اللَه صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم و هو سَبیلٌ آمَنَ اللَهُ بِهِ الخَلقَ فی سَبیلِهِم [سُبُلِهِم] و مِنَ النّارِ إذا أطاعوهُ...» ترجمه:
      «از محمد بن فضیل صیرفی روایت شده است که گفت: از امام کاظم علیه السّلام دربارۀ سخن خداوند متعال پرسیدم... پس گفتم: پس سخن او که می‌فرماید: ﴿و این شهر امن﴾ یعنی چه؟
      امام فرمودند: ”آن شهر امن، رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم است. و او راهی است که خداوند به‌واسطۀ او، خلق را در مسیرشان و از آتش دوزخ، درصورتی‌که از او اطاعت کنند، امان بخشیده است... .“» (محقق)
      ١) سوره بقره (٢) آیه ١٢٦.
      ٢ و ٣) سوره آل‌عمران (٣) آیه ٩٧.
      ٤) سوره تین (٩٥) آیه ٣.
      سایت مکتب وحی، سخنرانی، سلوک خانواده ـ قم، مجلس ٣٠:
      «سؤال شده است:
      باتوجه‌به مطالب شما درمورد سفر معنوی حج که انسان باید در این سفر، هرگاه حالی به او دست داد، به دیگر امور و افراد توجه نداشته باشد، جمع بین حال خود و رعایت امر شوهر یا امور فرزندان و سایر افراد کاروان، مثلاً دوستان و فامیل، اگر احتیاج به کمک داشته باشند، چگونه است؟
      جواب: ببینید، منظور از این صحبت‌ها همیشه راه‌ِ میانه‌روی است، نه راه افراط و تفریط. اگر کسی که به حج می‌رود، مثل مربای آلو یک گوشه بنشیند، سرش را پایین بیندازد و دیگر به کسی اعتنا نکند، این هم خلاف است. اتفاقاً در روایت داریم:
      انسان باید در سفر حج با همه بگوید و بخندد و با اطرافیان مزاح کند و همه را شاد کند؛* و حتی باید در مخارج توسعه بدهد و نباید نسبت به اطرافیان امساک ورزد.**
      اینها خصوصیاتی است که در سفر حج بیان شده است. خلاصه، حج یک سفر معنوی است که باید همراه با توجه باشد و عزلت‌گزیدن و دیگران را به‌حساب‌نیاوردن، با این مطلب منافات دارد. انسان باید حال خودش را داشته باشد و درعین‌حال، حال دیگران را هم ملاحظه کند.» (آیةاللَه طهرانی)
      * رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ١١، ص ٤٤١.
      ** رجوع شود به همان، ص ١٤٩.
/ 340