نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
215آن مشرب توحید چیزی ننوشیده و از ماء عذبِ ولایت جرعهای بر کامشان ریخته نشده، تشنه و تشنهکام باز میگردند، و به همان قصَص و حکایات و بیان احوال اولیاء و سرگرم شدن با اشعار عرفانی و یا ادعیه و مناجاتهای صوریِ بدون محتوا عمر خودشان را به پایان میرسانند.
سخاوت بیدریغ مرحوم حداد در اعطای معارف توحیدی
حاج سید هاشم در توحید حق، مردی صَریح اللَهجه و قویّ البُنیان و محکم الإراده و سریع النّفوذ بود؛ و بدون بخل و اغماض بیان میکرد و دلالت مینمود و سخنها داشت. هریک از اولیای حق، با هزار افسون و نیرنگ انسان نمیتواند یک جمله از ایشان بیرون بیاورد؛ در کتمان به قدری قوی میباشند که بعضی، از حد هم تجاوز کرده راه افراط را میپیمایند.
اما حاج سید هاشم که رُوحی و روحُ جمیعِ وُلْدی و اُسرَتی و کلِّ مَن یَتعلّقُ بی، بهحق فدای او باشد، بهقدری در اعطاء آن معارف سریع و بدون مضایقه و دریغ و بدون امساک بود که برای انسان ایجاد شک مینمود که آیا تا این درجه هم ولیّ خدا باید دعوتش را گسترش دهد و بخواهد و دنبال کند، و بطلبد افراد لایق را که سخنش را دریابند و از مسیرش حرکت نمایند؟!
او به افراد غیر لایق و غیر مستعد چیزی نمیگفت؛ ولی دوست داشت افراد، لایق گردند و استعداد یابند، و یا افراد مستعد و لایقی پیدا شوند و آن معانی راقیه و مُدرکات عالیۀ خویشتن را که از ملکوت أعلیٰ سرچشمه میگیرد به آنها إلقا نماید.
اما افسوس و صد افسوس که او گفت، و دنبال کرد، و پیگیری نمود، و دعوت کرد، و در مسافرخانه به دیدار و ملاقاتشان رفت؛ و آنها نپذیرفتند تا دامن از این سرای خالی تهی کنند، و نزد ارباب حقیقی دستخالی بازگشت ننمایند.
اهمیت جستجوی خدا در ضمیر خویش (ت)
او که نمیگفت: حج نرو؛ مکه و مدینه نرو؛ کربلا و نجف نرو! حقیقت حج و روح ولایت را او چشیده بود و مزۀ واقعی آن را او دریافت نموده بود. او میگفت: لحظهای بهدنبال معرفت ذاتت و نفست بگرد، دقیقهای در حال خود تفکر کن تا خودت را بیابی که خدای را خواهی یافت، و در اینصورت تمام مسافرتهایت صبغۀ
