اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

236
  • آوردند و فرمودند: ”حالت چگونه است؟“ عرض کرد:

  • در حالی هستم که پیری را بر جوانی، و مرض را بر صحت، و موت را بر زندگی ترجیح می‌دهم.

  • حضرت فرمودند:

  • و اما من این‌گونه نیستم؛ اگر خدای برای من پیری بخواهد ما نیز همان را می‌خواهیم، و اگر جوانی را تقدیر کند ما نیز به همان رضا می‌دهیم، و اگر مرض را بپسندد من نیز می‌پسندم، و اگر شفا بخشد من نیز آن را می‌طلبم، و اگر بمیراند من همان را خواهانم، و اگر باقی بدارد من نیز طالب آن می‌باشم.

  • زمانی که جابر این را از آن حضرت شنید صورت حضرت را بوسید و عرض کرد:

  • راست فرمود رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم که: ”تو فرزندی از ذریّۀ مرا ادراک خواهی کرد که نام او نام من است، و شکافندۀ علم خواهد بود چونان‌که گاو زمین را شخم می‌زند.“

  • و بدین جهت به شکافندۀ علوم اولین و آخرین موصوف گشت.1

  • نقد توسلاتِ منافی با مقام رضا و تسلیم

  • اما در سایر مکاتب برای رفع گرفتاری و مرض دیده می‌شود که إعمال رویه و اراده می‌کنند، و برای رفع گرفتاری‌ها و شدائد با توسلات منافی با مقام رضا و

    1. مسکّن الفؤاد، ص ٨٧:
      «و رُوِیَ أنّ جابِرَ بنَ عَبدِاللَهِ الأنصارِیَّ رَضِیَ اللَهُ عَنهُ، اُبتُلِیَ فی آخِرِه بِضَعفِ الهَرَمِ و العَجزِ؛ فَزارَهُ محمّدُ بنُ علیٍّ الباقرُ عَلیهِ السّلام، فَسَألَهُ عَن حالِهِ فَقالَ: أنا فی حالَةٍ اُحِبُّ فیهَا الشَّیخُوخَةَ علَی الشَّبابِ، و المَرضَ علَی الصّحّةِ، و المَوتَ علَی الحیاةِ!
      فَقالَ عَلیهِ السّلام: ”أمّا أنا یا جابِرُ فَإن جَعَلَنِیَ اللَهُ شَیخًا اُحِبُّ الشَّیخُوخَةَ، و إن جَعَلَنِی شابًّا اُحِبُّ الشَّیبُوبَةَ، و إن أمرَضَنِی اُحِبُّ المَرضَ، و إن شَفانِی اُحِبُّ الشِّفاءَ و الصّحّةَ، و إن أماتَنِی اُحِبُّ المَوتَ، و إن أبقانِی اُحِبُّ البَقاءَ!“
      فَلَمّا سَمِعَ جابِرٌ هذَا الکلامَ مِنهُ قَبَّلَ وَجهَهُ و قالَ: صَدَقَ رَسُولُ اللَهِ صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم، فَإنّهُ قالَ: ”سَتُدرِکُ لِی وَلَدًا اسمُهُ اسمِی، یَبقُرُ العِلمَ بَقْرًا کَما یَبقُرُ الثَّورُ الأَرضَ.“ فَلِذَلِک سُمِّیَ باقِرَ عِلمِ الأوّلینَ و الآخِرینَ، أی شاقَّهُ.»
/ 156