نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
241صحت از من برمیآمد و متمشّی میشد، بهواسطۀ مرض دفع کردی!1
نقش بیماری در توجه به ضعف و رفع انانیّت
پس مرض هم از کیست؟ از خداست. این کلام حضرت معجزه است! یعنی میخواهند بفرمایند: به همان مقدار، و بلکه بیشتر از آن مقداری که صحت ممدوح است، مرض هم ممدوح است. شخصی که مریض نشود، نمیتواند به سلامتی خود پی ببرد؛ تکبر و استغنا او را فرامیگیرد و آن ضعفها و خِلَل و نقصان، برای او متجلی و متبلور نمیشود. تا کسی گرفتاری پیدا نکند، نمیتواند به ضعفهای خود پی ببرد؛ آن ضعفهایی که او را از معبود دور کردهاند و بین او و پروردگار و مالک حقیقیاش فاصله انداختهاند. این ضعفها میآیند و فاصله میاندازند و جلوی انسان را میگیرند. مرض نعمت است، بلایا نعمت است، گرفتاریها همه نعمتهای الهی هستند که خداوند برای بندگانش میآورد. بدون این نعمتها، انسان نمیتواند ربط برقرار کند و دچار انانیّت و تفرعن میشود.
حضرت سجاد علیه السّلام میفرماید:
چگونه شکر تو را بر این مرضی که به من دادهای بجای بیاورم؟! تو بهواسطۀ این مرض، مرا به مسائلی باطنی راهنمایی و دلالت کردی که هزارتای آنها هم در صحت و سلامتی بهدست نمیآید!2
و این یک واقعیت است.
پذیرش عبودیت در حال صحت و مرض
پس ما با این خصوصیت و با این کیفیت، در هر دو حالِ صحت و مرض، بندۀ خدا هستیم. آیا ممکن است پروردگار، که خودش این مرض را برای تطهیر ما و برای مصالح دیگر به ما عنایت کرده است، بیاید و بگوید: من حالِ سلامتی تو را بیشتر از این حالت دوست دارم؟! این مطلب بسیار عجیب و کلام احمقانهای است! این بندۀ بیچاره که گناه نکرده است. یا اینکه خدا بیاید و به مریضی که در تب است بگوید: من نمازِ در حال استقامت و با طهارت مائیه و با تمام شرایط را بیشتر دوست دارم!
- و ٢. رجوع شود به الصّحیفة السجّادیّة، دعای پانزدهم، ص ٧٦.
