اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نور ملکوت حج جلد 1

مقدمات و مبانی حج

3٬535
فقه واصول
جلد ها

کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضوان‌الله‌علیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهم‌السلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان می‌دهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کرده‌اند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.

سرای جاوید

نور ملکوت حج جلد 1

242
  • بطلان عبادت ضرری و دخالت در امر مولا

  • اگر چنین نمازی برای مرض بد باشد، اصلاً حرام و باطل است.1 اگر روزه برای جسم ضرر داشته باشد، هم باطل است و هم قضا دارد؛ نه‌تنها ممدوح نیست، بلکه مذموم هم هست،2 البته درصورتی‌که در آن، قُربیّت نباشد؛ کما اینکه در بعضی از وجوه، قربیّت هست؛ مانند وقتی که شخص جاهل است. اما اگر شخصی با علم به اینکه روزه برای او موجب اشکال است و دستور و تکلیف به ترک هم دارد، بگوید: ”دلم می‌خواهد روزه بگیرم، به‌خاطر اینکه در جمع آبرویم نرود و نگویند که روزه را خورده است.“ روزۀ او هم باطل است، هم باید قضا کند و هم گناه کرده است.

  • خداوند می‌گوید: من مالک تو هستم و اکنون تو را در این شرایط قرار داده‌ام، و مقصود من این است که تو این کار را انجام بدهی؛ آیا تو داری در کار من فضولی می‌کنی؟! تو چه‌کسی هستی که داری در کار من دخالت می‌کنی؟! من تو را مریض کرده‌ام و از تو نماز مستلقیاً (به پشت خوابیده) می‌خواهم، ولی تو بلند می‌شوی و مستقیماً (ایستاده) می‌خوانی، درحالی‌که برای کمرت ضرر دارد و می‌افتی! چه‌کسی به تو گفته است که چنین کاری بکنی؟! من اکنون می‌گویم: وضو برای تو ضرر دارد، باید با تیمم نماز بخوانی.

  • حکایت کشتن یک بیمار به‌واسطه غسل دادن

  • مانند آن افرادی که آمدند و مریض بیچاره‌ای را برداشتند و داخل آب کردند و بعد هم آن مریض مُرد! نزد امام صادق علیه السّلام آمدند، حضرت فرمودند:

  • قَتَلوه؛ قَتَلَهمُ اللَه! ”شما او را کشتید، خدا شما را بکشد! چه‌کسی به شما گفت که او را بردارید و در آب بیندازید؟! باید او را تیمم می‌دادید.“3

    1. رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ٣، ص ٣٤٦ ـ ٣٤٨.
    2. رجوع شود به همان، ج ١٠، ص ٢١٧ ـ ٢٢٤.
    3. الکافی، ج ٣، ص ٦٨:
      « ... عَن أبی‌عَبدِاللَهِ عَلیهِ السّلام قالَ: إنّ النّبیَّ صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم ذُکِرَ لَهُ أنّ رَجُلًا أصابَتهُ جَنابةٌ علیٰ جُرحٍ کانَ بِه، فَاُمِرَ بِالغُسلِ فَاغتَسَلَ فَکُزَّ فَماتَ. فَقالَ رَسولُ اللَهِ صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم: قَتَلوهُ؛ قَتَلَهمُ اللَهُ! إنّما کانَ دَواءُ العِیِّ السُّؤالَ.» ترجمه:
      «از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که فرمودند: برای رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم نقل کردند که مردی که زخمی بر بدن داشت، جُنب شد. به او دستورِ غسل داده شد و او نیز غسل کرد، پس دچار کزاز شد و از دنیا رفت. رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فرمودند: او را کشتند، خدا آنان را بکشد! همانا تنها داروی نادانی، پرسیدن بود.» (محقق)
/ 320