نور ملکوت حج جلد 1
مقدمات و مبانی حج
کتاب حاضر، جلد اول مجموعۀ «نور ملکوت حج» و دربرگیرندۀ مبانی و مباحث مقدماتی این فریضه است. این اثر که برگرفته از آثار و بیانات علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (رضواناللهعلیهما) است، حج را از منظر عرفانی تحلیل کرده و تفاوت نگاه معصومین علیهمالسلام و علمای ربانی را با سایر افراد به این فریضه نشان میدهد. مؤلفان ضمن نقد نگاهِ صرفاً ظاهری و تأکید بر حقیقت و باطن حج، مسائل مهم فقهی (مانند استطاعت) را نیز در کنار مباحث عرفانی بررسی کردهاند. این کتاب با ساختاری موضوعی در ۶ فصل تدوین شده است.
نور ملکوت حج جلد 1
38”یا علی! ده گروه از این امّت به خدای عزّ و جلّ کافر شدند، (آنگاه یکیک آنها را بر میشمرند تا میرسند به تارک حج): و از جملۀ آنان کسی است که خداوند به او مُکنت و قدرت بر ادای حج را اعطاء نموده ولی از انجام آن سر باز زده و از دنیا رفته است...؛ ای علی! کسی که حج را ترک کند درحالیکه استطاعت بر إتیان آن داشته باشد، او کافر است. خدای متعال میفرماید: ﴿از جانب خداوند برعهدۀ افراد مستطیع فرض و واجب است که حج خانۀ او را بجای آورند و کسی که کفران نموده سر باز زند، پس بهدرستیکه خداوند از چنین افرادی بینیاز خواهد بود.﴾ یا علی! کسی که حج را به تأخیر اندازد تا اینکه مرگ او را فرا گیرد، خداوند او را در روز قیامت، یهودی یا نصرانی مبعوث خواهد نمود.“»1
حکایاتی در باب اهمیت فریضۀ حج و عواقب سوء ترک آن
حکایت اول: تاجر همدانی و بازگشت از مرگ برای انجام حج
«مرحوم آیةُ الحقّ و الیقین، فقیه معظّم و یکی از اساتید حقیر (علامه طهرانی) در اخلاق و عرفان، آقای حاج شیخ جواد انصاری همدانی، داستان عجیب و شگفتانگیزی دربارۀ عدم اسلام مُسوِّفین2 حج بیان کردند که برای حفظ و ضبط آن در اینجا ثبت میکنم، با آنکه از زمان نقل آن برای حقیر متجاوز از سی سال میگذرد. فرمودند:
یکی از تجّار معروف و مشهور همدان که به صلاح و تقوا مشهور و معروف بود، بهواسطۀ عارضۀ مرضِ سکتۀ قلبی فوت کرد و فوت نابههنگام او اثر شدیدی در ارحام و بازماندگان و دوستان او گذاشت. شبانه جنازۀ او را به قبرستان آوردند تا فردا مراسم تغسیل و تکفین و تدفین را انجام دهند؛ و آوردن جنائز در وقت شب به قبرستان درصورتیکه میّت در شب فوت کرده باشد امر رایجی است و چهبسا در همان شب هم غسل و کفن نموده و دفن میکنند.
چون جنازه را گذاشتند و رفتند، مأمورینِ سؤال برای بازپرسی آمدند و گفتند: میخواهی از دین نصاریٰ باشی و یا از یهود؟ تو از دین اسلام نیستی و بر این معیار از تو پرسش نخواهد شد.
- اسرار ملکوت، ج ١، ص ١٤٦ و ١٤٧. (آیةاللَه طهرانی)
- مُسَوِّف: کسی که پیوسته کاری را به تأخیر میاندازد. (محقق)
